أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
327
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
زرگر پيكرهاى كمر شمشير و كمر خنجر را به تاب شعله آذرى و آب خالص جعفرى چهرهافروز گرديدند . حكم استادان خيّاط چون نص قاطع به قطع لباس اقمشه و امتعه جارى شد و به اهتمام دست كرامت پيوست ايشان نوبت ديگر آن مردگان را صورت حيات طارى گشت ، سرّاجان بلندآيين پيكر جوزامثال زين را به زينت كواكب جواهر ترصيع مىنمودند و آن برج دو پيكر را از ماه و مهر زيب شكل و بهاى چهرمى افزودند « 1 » . و چون اسباب اين الباس بىقياس و يراق اين اطعام كثرتانجام به حسن اهتمام مقرون شد رزقپردازان مطبخ معموره ديگهاى نقره و طلا بر سربار نهادند و ايشان را به يك بار به مرض امتلا مبتلا ساخت . و چون آن اوانى با وجود وسعت [ 419 ] ظرف و توسعهء حاصله از بسيارى مأكولات در خروش آمدند ، طبيبان آن دار الشفا آب را جهت ترقيق غذا و آتش را جهت تحليل و هضم و انحدار به كار داشتند . و بعد از آنكه خاطر از طبخ اطعمه فارغ گرديد ، توشمالان چون ملايك موكّل رزق به بسط بساط آنها امر كردند . شاه سليمان نهاد پاى استعلا بر تخت جهانبانى نهاد و به آمدن اهل مجلس سامى فرمان داد كثرتى با زيب و فرّ با اشربهء الذّ و اطعمهء اوفر در عرصهء آفاق جلوهگر آمد كه مضمون اين بيت مشهور كه : بيت حبذا مجمع فرخنده كه در روى زمين * گر بهشت است همين است و گر نى خود نيست نصب العين ديدهوران معارك جاه و جلال گشت . و چون خواطر ارباب رغبت از سپاهى و رعيّت از اكل و شرب اين جشن اصحاب قرب فارغ شد ، گركيراقان صندوقهاى خلعت همايونطلعت را به كليد « وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ » « 2 » گشادند و آنها را در نظر اهل قبول جلوهء حصول داد تا هركس را آنچه بر قامت استعداد نامزد گشته بود در بر كردند و دست رفعت از آستين تكبّر و سر قدر از گريبان استكبار
--> ( 1 ) . نسخه : افزود . ( 2 ) . انعام ( 6 ) آيهء 59 . « كليدهاى غيب نزد اوست . جز او را از غيب آگاهى نيست » .