أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
326
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
ضياء الدّين نور اللّه برادرزادهء قاضى عيسى مقرّر ساخته به زبان تفقّد و لسان بشارت و نداوت داستانها پرداخته بود تا در موقف ارسل « رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ » « 1 » همگنان دست در دامن سرزنش نتواند آويخت و بر هيچيك از آنها فايدهاى مترتّب نگشت . در اين قورلتاى بزرگ با امراى نامور و نامداران هر كشور امر « وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ » « 2 » را كاربند گرديد و در باب عزيمت خراسان طرح مطارحه انداخت و صغار و كبار آن عساكر نجوممآثر به تلقين ملهم دولت دور از ادبار متّفق الكلمه خاطر بر توجّه آن صوب قرار دادند و زبان به فحواى اين اسرار برگشادند « 3 » . مثنويّه تو آن پادشاهى كه در روس و روم * به حكمت مسخّر شود مرز و بوم تو آن دينپناهى كه اوج سپهر * به خاك درت سر نهد ماه و مهر به هر سو كه عزمت كند روى فتح * ز يك ماهه ره بشنود بوى فتح به هرجا كه رايت شود راهبر * فلك رايت افرازدش از ظفر ز تو امر و از ما به سر تاختن * [ 418 ] ز تو عزم و از ما سرانداختن لواى تو منصور و رايت قوى است * جهان را به دور تو عهد نوى است روان شو كه اقبال يار تو باد * جهانگيرى و عدل كار تو باد و چون آراى مختلفه بر مركز واحد قرار گرفت فرمان فرماى كرم نامتناهى به ترتيب طوى وسيع المبانى كه در فضاى اين سراى فانى از ما حضر « وَ لَكُمْ فِيها ما تَشْتَهِي أَنْفُسُكُمْ وَ لَكُمْ فِيها ما تَدَّعُونَ » « 4 » نشانى تواند بود فرمان داد . بنابرآن گركيراقان « 5 » جهت جمع اقمشه به هر طرف تاختند و معتمدان براى سرانجام ذبايح مردم به هرجانب پريشان ساختند . استادان زردوز بر چهرهء زيباى ديبا به نوك سوزن طلااندوز شدند و مهندسان
--> ( 1 ) . نساء ( 4 ) آيهء 165 . « پيامبرانى مژدهدهنده و بيمدهنده تا از آن پس مردم را بر خدا حجتى نباشد » . ( 2 ) . ترجمه : در كار با ايشان مشاورت كن . ( 3 ) . نسخه : گشاد . ( 4 ) . فصلت ( 41 ) آيهء 31 . « در بهشت هرچه دلتان بخواهد و هرچه طلب كنيد برايتان فراهم است » . ( 5 ) . نسخه : كيركيراقان .