أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

314

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

الهى به اعزاز صدر رسل * كه هاديست بر حق به خير سُبُل كه تا در جهان شيوهء سروريست * فلك را بر اهل زمين برتريست فلك باد در زير فرمان شاه * دعاى ملك صرف بر جان شاه در اهتزاز آمدن رايت سرافراز از عرصهء شيراز به صوب آذربايجان و عراق و حايل شدن امير نجم الدّين مسعود و درگاه شاه فلك‌اعزاز [ و ] اسباب دورى و فراق « 1 » چون بهرام ناورد در موضع كوشك زرد كه نزد بعضى اصل آن از قصور بهرامى است آخر بهار و انتهاى فصل ورد را به پايان آورد و دست عزيمت عنان گل‌اندام ابر سهيل آن سهيل يمانى ، آسمان گيتىستانى را به جانب عراق منصرف ساخت و لواى فلك‌انتما به تماشاى دشت و صحراى آن مملكت سر برافراخت و بعد از طىّ بوادى خسرو فلك‌ايادى خطّهء [ 403 ] اصفهان را مخيّم سرادقات عزّت و جلال گردانيد و جواهر داعيهء اسب تاختن و قبق انداختن مركب برق سير صباح الخير را به ميدان آن خطّه راهنمون گشت گويا زبان ملهم تقدير اين بيت دلپذير به عرض آن پادشاه خورشيدنظير رسانيد كه : نظم اين هفت عرصه درخور خيلت محقرست * گردون مگر مجاريش از آسمان دهد يا حكم لم يزل ز پى وسع ملك تو * ملك دگر از آن طرف لامكان دهد لاجرم چون همّت وسيع نهمت حواشى آن ميدان را به نظر امتحان مطالعه كرد ، اگر چه عرصه‌اى بود در وسعت غيرت‌فزاى ربع مسكون و در خرّمى خضرت رشك اين

--> ( 1 ) . جهان‌آرا ، ص 272 : در « خمس عشر و تسعمائه 915 نوروز يونت ئيل دوشنبه سلخ ذى القعده در بهار اين سال از شيراز متوجّه عراق شد » .