أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

313

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

صيد افكندن به نفاذ رسيد . ايشان حسب الامكان در طىّ اوراق حيات آهوان و باقى وحوش [ 401 ] بىتاب و توان داد جرأت دادند و بالاخره باب رخصت آن امر بر روى ساير لشكريان گشادند . به آن سبب آن مقدار دام و دد در آن عرصهء پهناور و فضاى ممتد بر روى يكديگر افتاد كه اگر به نوك مژگان آهوان بر ورق آنها محاسب انديشهء خيال عد احصاى آن كردى ، در وقت عرض سر تفكّر به جيب تحيّر درآوردى . و چون خاطر عاطر را سرمايهء فراغ از آن شكار فرح‌مآثر حاصل شد عزيمت بلدهء شيراز فرمود ، آن ديار مهبط عزّ و اصلاب ساخت و رحل اقامت به رسم قشلاق در آن ديار انداخت . و در اثناى اين زمستان منصب عالى وزارت به فرّ نگين و خاتم بدر صورت هلال نشانى امير مرحوم امير نجم ثانى كه در اوّل به امير يار احمد اصفهانى سمت اشتهار داشت ، مطرّز و معلم گشت . و چون قاضى محمد كاشانى 39 كه در منصب صدارت رتبهء دخل تمام در ملك و مال و اكثر امور مهام يافته بود نسبت به امير نجم الدّين مسعود سخنى تقريرآميز مشتمل بر مبلغ بيست هزار تومان تبريزى از تصرّفات ايّام اختيار او به عرض شاه رسانيد و از كمال همّت كان‌سيرت بحرنهمت عرض اين مبلغ و ذكر اين تهمت مرضى خاطر انور نيفتاد ، حسب الحكم مقيد قيد اسار آن كوكب آسمان اختيار گشته به آتش تيغ بىدريغ خرمن عمرش سوخته گشت . و عالىجناب سيادت اياب صاحب الطبع الزكى ، وارث الفهم الوفى ، امير سيّد شريف الدّين محمّد شيرازى كه از نباير حضرت علّامه مرحوم [ 402 ] امير سيّد شريف الدّين جرجانى بود ، در منصب صدارت قايم‌مقام او شد . و در آن زمستان رأى پادشاه كشورستان متوجّه فراغ بال و حصول آمال شد . و اين وقايع در زمستان سنهء اربع عشر و تسعمائه ( 914 ) از پس پردهء قضا و قدر در جهان بر نفع و ضرّ و مكان با خير و شرّ جلوه‌گر گشت . فنعم من قال : بيت يكى را برارى و شاهى دهى * دگر را به دريا به ماهى دهى « تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ » « 1 »

--> ( 1 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 26 . « هركس را بخواهى عزّت مىدهى و هركس را كه بخواهى ذلت مىدهى . همهء نيكيها به دست توست و تو بر هر كارى توانايى » .