أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

286

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

آن است كه ما نيز لشكر بر سر او فرستاده بنيان دولت او را منهدم و اساس شوكت او را منعدم سازيم . بنابرآن جمعى كثير بر سر او فرستاده ، لشكر او مغلوب شده ، روميان غالب مىگردند و علاء الدّوله به قتل مىرسد و نامراد كه در اين مدّت به ذو القدر [ 366 ] پناه برده بود همراه لشكر روم به آن مرز و بوم عزيمت مىنمايد و ابواب فتوح از قادر قدوس سبوح بر چهرهء آمال آن فرقه مىگشايد . مثنوى شهنشاهى كه پوشانيد بىعون * به حكم كن لباس خلق در كون يكى را خلعت شاهنشهى داد * يكى را با گدايى همرهى داد يكى را سرورى بخشيد و شاهى * يكى را تيره‌روزى و تباهى يكى را كرد جابر تخته از تخت * يكى را برد بر تخت از ره بخت جهان مأواى اندوه و طرب نيست * ز تغيير جهان اينها عجب نيست الهى تا فلك را شيوه دورست * گهى لطفست كارش ، گاه جورست كه بادا تا ابد دور از تباهى * بناى عرصهء اقبال شاهى آغاز داستان فتح بغداد سلامت معاذ و رفتن ايلچى به آن صوب از جانب شاه اسلام ملاذ اخبار بهجت‌فزاى و آثار محنت‌زادى شكست پيوست فرقهء پرشرّ ذو القدر چون در ييلاق همدان « 1 » به عرض شاه همه‌بين همه‌دان رسيد و خواطر غازيان جلادت‌مآثر از دغدغهء سفر فارغ گرديد . لطف هوا در آن موضع دلگشا به مرتبه‌اى بود كه زبان مرغان خوش‌نوا به اداى اين بيت شهرت انتماء متكلّم بود كه :

--> ( 1 ) . جهان‌آرا ، ص 271 : در « اربع عشر و تسعمائه ( 914 ) نوروز ئيلان ئيل يكشنبه نوزدهم ذى القعده حضرت شاه غفران‌پناه عزيمت تسخير عراق عرب فرموده به ييلاق همدان معسكر همايون گرديد » .