أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
285
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
پانزده هزار سوار به سركردگى كور شاهرخ و احمد بيك كه دو پسر شجاعتسيرش بودند ، بر سر محمّد بيك به شهر آيد فرستاد . و ايشان به دستور سابق عازم كشور انتقام گشته به حدود و عرصهء آمد درآمدند . باز محمد بيك چون شير ژيان با گروه لشكريان از شهر بيرون آمده به قاعدهء نوبت گذشته به مقاتلهء اعداء قيام نمودند . حربى دست داد كه داستان رستم و اسفنديار در جنب آن كارزار حكايت صحبت بزم جنّتآثار و بادهء خوشگوار نمود . چه نشتر پيكان از حلقههاى زره محاربان چشمههاى خون فرو ريخت و به آن رشحات خون سيل بلا از عرصهء ربع مسكون برانگيخت ، روز هيجا بر برادران ما صدق « يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ » « 1 » شد و از استيلاى بلا آن فرقهء دغا را « لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ » « 2 » نصب العين گشت . باز الويهء فتح به باد مراد در اهتزار آمد و ابواب نصرت به دستيارى عنايت فتاح مسبب الاسباب [ 365 ] باز شد . كور شاهرخ و برادرش احمد بيك با بسيارى از حشر ذو القدر كشته شدند و بقيّة السيف خسته و از مغاك هلاك جسته ، عزيمت اردوى علا الدّوله كردند . و قاصدان محمّد بيك سرهاى كور شاهرخ و احمد بيك و باقى اهالى اعتبار را در ييلاق همدان به اردوى پادشاه جهانيان رسانيدند . بر ضمير منير اصحاب خبرت مخفى نخواهد بود كه ارادهء عليم حكيم ، هرگاه به تخريب خاندانى و تفكيك دودمانى تعلّق گيرد ، مشيّت ازلى و حكمت لم يزلى برطبق « اذا اراد اللّه شيئا هيّأ اسبابه » « 3 » موجبات انهدام و مثمرات انصرام آن را به غريبتر وجهى بر منصّهء ظهور جلوهگر سازد و پردهء ضبط و حمايت خود را از چهرهء روزگار ايشان براندازد . مصدّق اين دعوى و مؤكّد اين معنى ، حال مقرون به و بال علاء الدّوله است كه چون متعاقب يكديگر امثال اين وقايع موجب تفرقه و ضرر او گشت . پادشاه روم را اين معنى در خاطر گذشت كه امروز باد بىنيازى شاخسار اقبال علا الدّوله را درهم شكست و اسباب ويرانى و جهات سرگردانى او به مقتضاى تقديرات آسمانى درهم پيوست . وقت
--> ( 1 ) . عبس ( 80 ) آيهء 34 . « روزى كه آدمى از برادرش مىگريزد » . ( 2 ) . همانجا ، آيهء 37 . « و هركس را در آن روز كارى است كه به خود مشغولش دارد » . ( 3 ) . امثال و حكم ، ج 1 ، ص 89 . چون خداى انجام كارى خواهد ، افزار آن كار فراهم سازد .