أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
3
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
هفت [ 3 ] پدر چنانچه متعارف است كه در نسب به بيان هفت پدر اشتغال مىرود ذكر كرده باشد و چون ممدوح مؤلف در اوّل كتاب ، چنانچه شيمهء اهل تصنيف است ، شيخ صدر الدّين موسى افتاده اگر ذكر صالح نباشد نيز منتهى به هفت پدر مىگردد و امّا به غايت دور مىنمايد كه شيخ صالح نام در نسب باشد و ميانهء شيخ صدر الدّين موسى و او دو واسطه و در زمان حيات شيخ صدر الدّين مصنّف را از آن معنى غفلت و ذهول مشمول حال فضيلت شمول افتد « و ما هذإ الّاسنىء عجاب و عليه التّوكّل فى كلّ باب » « 1 » و چون استشمام روايح احوال اين فرقهء ولايتفعال هدايتمآل از مصنّف ابن بزّاز 6 كه موسوم به صفوة الصّفا است نموده مىشود بالضّروره شرح حالات اجداد عالىنژاد شيخ صفى الدّين را از ذكر فيروزشاه زرّينكلاه افتتاح مىنمايد و بعد از آن پردهء خفا از چهرهء حال مقرون به فوز و فلاح هريك مىگشايد . امير فيروز شاه الملقّب به لسان اهل اليقظه و الانتباه به زرّينكلاه . صاحب صفوة گويد كه ، در وقتى كه يكى از فرزندان سلطان الطريقه فى العالم ابراهيم الادهم 7 در ميانهء گروه كرد علم سلطنت به اوج حشمت برد با لشكريان عازم تسخير ممالك آذربايجان شد و در آن عهد سكّان ناحيت موغان « 2 » و ارّان « 3 » و اليوان و داربوم از شرف ايمان و تشريف اسلام محروم بودند « 4 » ، آن پادشاه غزا دستگاه به زور بازوى « وَ ما لَنا أَلَّا نُقاتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ » « 5 » در لوازم غزا و جهاد اعلام جهد و [ 4 ] اجتهاد برافراخت و به ضرب تيغ برق نهاد عرصهء آن ممالك را بالكلّ از لوث كفر و فساد باز پرداخت . امير فيروزشاه را كه از روى جمعيّت صورى و جامعيّت معنوى قابليّت
--> ( 1 ) . ترجمه : « اين نيست مگر امرى شگفت و در همه جا توكّل بر اوست » . ( 2 ) . موغان ( مغان / مغكان / موقان ) : در دامنهء كوه سبلان تا كنارهء خاورى درياى خزر كشيده شده است و در جنوب مصبّ رود ارس و شمال كوههاى تالش قرار دارد . ( جغرافياى تاريخى سرزمينهاى خلافت شرقى ص 188 ) ( 3 ) . ارّان يا الران : در مثلث بزرگى در مغرب ملتقاى دو رود سيروس و اراكسس واقع است كه اعراب آن را « كر » و « ارس » ناميدهاند ( جغرافياى تاريخى ، ص 190 ) ؛ ناحيهاى قديم از قفقاز ، كما بيش مطابق ناحيهء قديم آلبانا ، در دورهء مغول به بخش جنوبى ارّان ، قراباغ اطلاق مىشد ( دايرة المعارف فارسى ) . ( 4 ) . در نسخهء چاپى صفوة الصّفا ( ص 72 ) چنين است : « سكّان ناحيت موغان همه مغان بودند و مردم ارّان و اليوان و داربوم تمامت كافر بودند » . ( 5 ) . بقره ( 2 ) آيهء 246 . « چرا در راه خدا نجنگيم » .