أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

252

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

معشوق از مستى هوشيار گشتند سقاى ابر صحن باغ و حواشى [ 320 ] چمن و اطراف صحرا و حوالى دمن را گل‌افشان كرد و فراش هوا جهت سير خسرو فيروزه‌قبا فرشهاى ملوّن از ترتيب سبزه و سمن عيان ساخت . مثنوى صبا خندان و بلبل نغمه‌پرداز * براى تهنيت مرغان هم‌آواز درختان خرم از باد بهارى * گلستان كرده عزم پرده‌دارى شه خورشيد ز اسفندارمذ ماه * به فروردين زده فيروزه خرگاه برون آورده شست از كام ماهى * شب و روزش خيال برّه‌خواهى به صيد برّه در عزم تك و تاز * شكار گاو كوهى كرده آغاز اگر اينست عزم شاه خاور * اسد گردد كمينش صيد لاغر فرمان قدراقدار صورت نفاذ و سمت اصدار يافت كه منشيان عطارد [ نشان ] سرانجام به مصلحت‌ديد امراى عظام فرامين مطاعه در سلك انتظام كشند كه حكّام بلاد و ممالك و داروغگان ولايات و مستحفظان شوارع و مسالك از صحارى كردستان تا نهايت قم و همدان از برارى فارس تا اقاصى اصفهان مردم بيرون كنند و مساعى موفوره از حيّز انديشه افزون به جاى آورند . سپاهى و رعيّت و اصناف خلايق و انواع بريّت صحراگرد و كوه‌نورد گشته ، سعى نمايند كه دد و دام بلكه هوام و سوام از اين حلقهء افق‌انتظام خيال بيرون شد نمايند و خارج اين دايره محيط سرانجام عرصهء ديگر بپيمايند . حسب الفرمان نشانهاى مطاع نوشته شد [ 321 ] و تواچيان و جارچيان به ابلاغ و ارسال احكام در حركت آمدند مردم هر شهر و كشور مانند قمر يراق مسير يك ماهه برداشتند و همّت بر حركت شبانه‌روزى گماشتند دام و دد در آن محيط ممتد چون جانوران آبى مستغرق بحر تحيّر شدند و چون پابستگان دام مرگ و فنا بىبرگ و نوا اسير قيد تأثر و تحسّر گشتند . مرغان هوا هرچند به نيروى بال مىپريدند خود را نقطهء صفت ساكن دايرهء و بال مىديدند . و هر چند آهوان ابر لباس برق‌اقتباس از صبح تا شام مىدويدند به مساء سكون و منزل آرام نمىرسيدند .