أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
248
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
در دست ايستاده و به منع ايشان از گريز آن فتنهء قيامتستيز در رستخيز آن محشر نداى « يَوْمَئِذٍ أَيْنَ الْمَفَرُّ » « 1 » درداده زبان هريك از خرمن سوختگان به اين بيت متكلّم كه : بيت نسيمى را كه بر خاكسترم روزىگذار افتد * سمومى گردد و آتش ازو در هر ديار افتد و لسان ابرار و احراز در پاداش اعمال « أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ » « 2 » به اين نظم مشهور مترنّم كه : بيت اگر صد سال گبر آتش فروزد * اگر يكدم درو افتد بسوزد ايلچيان رومىنسب را در موقف « سَيَصْلى ناراً ذاتَ لَهَبٍ » « 3 » بازداشته و منذران ملا اعلى اعلام خوف و هراس از اشتعال « فَأَنْذَرْتُكُمْ ناراً تَلَظَّى ، لا يَصْلاها إِلَّا الْأَشْقَى ، الَّذِي كَذَّبَ وَ تَوَلَّى » « 4 » بر سر ايشان افراشته و دود آتش عذاب آن فرقهء مردود سيل خون از ديده ايلچيان برگشود و شعلهء آتش حيرت از دل و دماغشان چون ثواقب شهاب بر آسمان اضطراب عروج نمود هريك مضمون اينكه : بيت فلو لا زفيرى اغرقتنى ادمعى * و لو لا دموعى اغرقتنى زفرتى « 5 » زبان مىگشاد و طوفان سيلان ديده و آتش شعله كشيده دل غمديده را تسكين مىداد . رباعيّه [ 316 ] بر آتش دل گر نزدى چشمم آب * گشتى جسمم ز آتش جانسوز كباب
--> ( 1 ) . قيامة ( 75 ) آيهء 10 . « راه گريز كجاست » . ( 2 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 116 . « آنان اهل آتشند » . ( 3 ) . مسد ( 111 ) آيهء 3 . « زودا كه به آتشى شعلهور درافتد » . ( 4 ) . ليل ( 92 ) آيات 14 و 15 و 16 . « پس شما را از آتشى كه زبانه مىكشد مىترسانم جز اهل شقاوت بدان درنيفتد آنكه تكذيب كرد و رويگردان شد » . ( 5 ) . ترجمه : اگر نالهء من نبودى اشك ديدگانم مرا غرق مىكرد ، و اگر اشك چشمانم نبودى نالههايم مرا غرق مىكرد .