أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
249
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
ور آتش سينه برنياوردى تاب * از گريه شدى خانهء اميد خراب القصّه ، بعد از اطفاء نيران اين واقعه ايلچى را رخصت مراجعت فرموده جواب مكتوب سلطان روم به خوبتر بيانى مرقوم نموده اضعاف مضاعفهء هدايا كه آورده بود به موقف ارسال رسانيدند . و ايلچى را محفوف عطا و نوال ساخته لباس حال و پايهء اقبالش را از كمر خنجر مكلّل به طلا و جواهر و اسب صبااثر و زين زر به آسمان رسانيدند و او را شادكام و مقضى المرام بازگردانيدند . و چون ظهور اين وقايع در اواخر فصل پاييزى و نهايت موسم برگريزى بوده سلطان تخت چهارم متوجّه قشلاق گرديده و جهت توطّن بر برج جدى رقم وثاق كشيده شاه فرشتهاخلاق امرا را در لوازم قشلاق به تهيهء و يراق فرمود . ايشان هر شاگرد پيشهء كامل انديشه كه در يكى از بيوتات شاهى مدخل داشت به حضور خوانده ، پرسش موجود و غير موجود اسباب ضروريّه نمودند و تحصيلات نوشتهء تحصيلداران به ممالك محروسه ارسال فرمودند . اندك زمانى را خطّهء اصفهان رشك رياض روض الجنان گشت و به خرج دينار و درم از شاخسار دست ارباب كرم در برگريزى باز بستان ارم بگذشت . اهل بازار در خريد و فروخت از سرمايهء بضاعت خود سود كلّى برداشتند و سوداگر و تجّار هميانهاى زر از نقود اهل لشكر از پاى [ 317 ] تا سر انباشتند . مزارعان عوض كاه و جو طلا و نقره در انبار كردند و خدم و حشم شاهى حصول اسباب معيشت را هرچه داشتند بر مردم نثار نمودند . خانههاى ويران از يمن قدوم لشكر ايران صورت « مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ » « 1 » گرفت . و سرا و مقام قديم الانهدام از مساعى ايشان سمت و « وَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ كَذلِكَ تُخْرَجُونَ » « 2 » پذيرفت . شاه دينپناه حريم اصفهان را نشيمن ساخت و صيت عدالت در بسيط آن كشور وسيع پيرامن انداخت . مثنوى اصفهان روضهايست نزد خرد * كز هوايش بهشت رشك برد
--> ( 1 ) . يس ( 36 ) آيهء 78 . « چه كسى اين استخوانهاى پوسيده را زنده مىكند » . ( 2 ) . روم ( 30 ) آيهء 19 . « و زمين را پس از مردنش زنده مىسازد و شما نيز اينچنين از گورها بيرون شويد » .