أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
241
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
گفتار در فرستادن عابدين بيك به ابرقوه و عزيمت به صوب طبس با لشكر كوهشكوه و از آنجا مراجعت به اصفهان جنّترسوم و آمدن ايلچى روم چون نسيم عنايت بىغايت از مهبّ « وَ اللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشاءُ » « 1 » بر پرچم علم غازيان همايونحشم وزيد و غنايمى كه در نبرد از ديوان « فَضَّلَ بَعْضَكُمْ عَلى بَعْضٍ فِي الرِّزْقِ » « 2 » در دفاتر انعام ايشان مرقّم گشته بود منقسم گرديد ، حكم همايون نافذ شد كه قائد لشكر كواكباثر ، عابدين بيك تواچى آن امير ستودهسير ، جمعى از لشكريان جهاداثر را همراه داشته رايت عزيمت به جانب ابرقوه افرازد و به لگدكوب سعى و اجتهاد ، بناى پايدار آن ديار و اتباع كره را [ كه ] در آنجا متحصّن قلعهء ادبار بودند از پاى دراندازد . اميركبير لشكر كواكبنظير را قائد و رهبر و سر و سرور گشته فرق احزاب كه در اردوى غزاارتكاب به شاملو انتساب داشتند با امير مذكور همعنان و همركاب شدند و روى عزيمت در راه طلب غزو و غنيمت نهاده روان گرديدند . در اين ولا « 3 » دل بىغلّ آن حضرت رهنمون اين معنى شد كه عنان توسن آتش برق صبانفس به جانب طبس منصرف دارد و همّت جهانگير بر گرفتن آن قلعهء گردوننظير گمارد . سببش آنكه قبل از اينجانب پادشاه مرحوم سلطان حسين ميرزا ، امير كمال الدّين حسين صدر كه مقدم صدور پادشاه [ 307 ] مذكور بود ، به رسم رسالت به درگاه جهانپناه آمده تبرّكات و تنسوقات كه همراه داشت در جنب همّت دريانوال پادشاه كريم الخصال لايق اتحاف و ارسال سلاطين به سلاطين ننمود و اين واقعهء ناپسند خاطر اشرف ارجمند افتاده خواست كه به نوك تيغ آبدار آتشفشان نگاشتهء صفحات خواطر اهالى خراسان گرداند كه داعيهء كشورستانى نه همين منحصر در عراقين و آذربايجان است ، بلكه خنگ دولت
--> ( 1 ) . بقره ( 2 ) ، آيهء 247 . « و خدا پادشاهيش را به هركه خواهد ، دهد » . ( 2 ) . نحل ( 16 ) ، آيهء 71 . « روزى بعضى از شما را از بعضى ديگر افزون كرده است » . ( 3 ) . نسخه : و الا .