أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

236

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

پاىمردى خرك از خندق گذشته مضمون اين رباعى مشهور را كه : رباعيه شهرى كه در آن فرض شدى نافلها * وز هر طرفى جمع شدى قافلها تفسير إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ « 1 » كرد * در يك دو نفس عالِيَها سافِلَها « 2 » به نوك قلم شكسته‌رقم متين بر كتابهء بروجش نگاشتند و به موجب حكم واجب الاطاعت اساس بامناعتش را از هم كندند و رخنه‌ها در سدّ بنيان فلك‌نشانش افكندند . كلك تقدير كه روزنامچهء كميت رزقه و اجله رقم‌زدهء حكم بىتغيير اوست ، نامهء اعمال آن فرقهء ضلال را به عنوان « إِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ » « 3 » معنون ساخت و نسخهء ارزاق و آجال آن گروه و بال را به خاتمهء « وَ إِنْ مِنْ قَرْيَةٍ إِلَّا نَحْنُ مُهْلِكُوها » « 4 » مهر كرده بنيان امانى و آمال ايشان را از پاى درانداخت « 5 » . در اين اثناء ، عالىجناب نقابت قباب امير ظهير الدّين عبد الباقى ولد رشيد و خلف صدق حضرت هدايت رتبت امير نعيم الدّين نعمة اللّه ثانى نبيرهء حضرت شاه نعمة اللّه ولى ، كه آن حضرت از مشاهير اولياى كرام و اكابر نقباى عظام‌اند و سلسله نسب و نسبت ايشان در نسبت و حسب در ميانهء صيرفيان بازار علم و ادب نمودار سلسلة الذهب و امروز خاندان مبارك و دودمان متبرّك ايشان و منتسبان ايشان در هر ديار و بلاد قبله‌گاه رشد و ارشاد است و با اين همه نخل قامت آن عالىجناب نهالى بود از سرزمين « وَ الْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ » « 6 » خاسته و در جويبار مالامال فضل و كمال « كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ [ 301 ] وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ » « 7 » به ازهار و اثمار معالى و افضال آراسته از مضيق آن بلد خود را به هدايت خالق « لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ

--> ( 1 ) . اشاره به آيهء اوّل از سورهء 99 است . ( 2 ) . اشاره به آيهء 82 از سورهء 11 است . ( 3 ) . عنكبوت ( 29 ) آيهء 6 . « خدا از همهء جهانيان بىنياز است » . ( 4 ) . الاسراء ( 17 ) ، آيهء 58 . « هيچ قريه‌اى نباشد مگر اينكه هلاكش كنيم » . ( 5 ) . جهان‌آرا ، ص 269 : « شهر را بعد از بيست روز فتح نمودند » . ( 6 ) . اعراف ( 7 ) ، آيهء 58 . « و سرزمين خوب گياهش به فرمان پروردگارش مىرويد » . ( 7 ) . ابراهيم ( 14 ) آيهء 24 . « چون درختى پاك است كه ريشه‌اش در زمين استوار و شاخه‌هايش در آسمان است » .