أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

232

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

صحارى را به رنگ عيد و نوروز كرد . مثنوى در آن منزل به عيش و خرمى شاه * بر اوج مهر برزد سقف خرگاه ز يمن مقدم شاه فلك‌مهد * به عشرت تازه شد نوروز را عهد مبارك منزلى فرخ مقامى * كه گويد هر دم از جنّت پيامى صفاى ساحتش نور دو ديده * هواى جنّتش مشك خميده دماغ جان معطر از هوايش * سواد ديده روشن از صفايش [ 295 ] در اين اثناء به عزّ عرض رسيد كه محمد كره ابرقوهى ابواب خلاف گشاده و چهرهء اتّفاق را داغ اختلاف بر عارض نهاده . تفصيل اين اجمال شمّه‌اى از شرح احوال كره آن است كه ، او در اصل از مردم فرومايهء بىقدر و پايهء ابرقوه بود و در مدّت دولت تركمان به خدمت طوايف ايشان قيام مىنمود . و چون بنيان سلطنت آق قوينلو انهدام‌پذير گشت ، جمعى از افراد اهل فساد در گرد او جمع آمده به پاىمردى آن فرقه دست تسلّط او در ابرقوه « 1 » دراز شد . و در آن ولا والى يزد سلطان احمد ساروى نام شخصى بود از موالى اصفهان كثرتى بر خود جمع آورده و از روى تمكّن متصرّف يزد گرديده ، قبل از اين‌كه حكومت آنجا حسب الحكم جهان‌مطاع نامزد حسين بيك لله شده بود ، مشار اليه شعيب آقا نام نوكر خود را به رسم داروغگى روانهء يزد گردانيده ، شاه تقى الدين كه از اكابر اصفهان بود به موجب فرمان واجب الاطاعه همراه او رفته ميانهء سلطان احمد مذكور مراسم محبّت و مودّت را به ايمان و عهود تشييد كرده بود . و در همان چند روز آن تيره‌بخت را طالع نافيروز بر نقض عهد داشته عقد عهدى كه بسته بود به دست خيانت و غدر گسسته منتهز فرصت بود تا آنكه شعيب را در حمام گرفته به عالم بقا فرستاد و به زودى دست انتقام فلك بىآرام سزاى عملش را در كنار املش نهاد . چه بعد از اين واقعه كره از ابرقوه حشرى انبوه همراه داشته [ 296 ] شبى كه لشكر خواب [ بود ] به سرعت و

--> ( 1 ) . ابرقوه : ناحيهء كويرى در شمال غربى آباده . مسجد جمعه بزرگ تاريخى و يك بناى سنگى معروف به ديلميان دارد . ( لغت‌نامه )