أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

200

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

مسندنشين تختگاه « أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهاداً » « 1 » است در زير سم ستوران در حركت آمده سمت « إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظِيمٌ » « 2 » گرفت . گردون استخوانهاى آن فرقهء دون را چون شوامخ جبال‌صفت وَ الْجِبالَ أَوْتاداً » « 3 » داد و بارهاى گران از آن كوههاى استخوان بر دل آن صحراى بىكران نهاد . اگر عمرها طعمهء لشكر هماى كه زمين گرد و فلك‌فرسايند منحصر بر آن استخوان‌ها گردد اجساد صحارى همدان را تهى از استخوان نتوان ساخت و اگر سالها آفتاب تموز عوض برف ، آن استخوان‌هاى شگرف را بگدازد يكى از هزار و اندكى از بسيار نتواند گداخت . تا قيامت زبان حال هريك از آن كشتگان به اين بيت در فغان است : بيت [ 253 ] مسافران بيابان درد مىدانند * كه راه باديه پيدا ز استخوان منست و چون اين فتح نامدار از شكست نامراد احسن وجهى اتّفاق افتاد و دست تقدير پرده از چهرهء اين امر عالىشأن برگشاد ، نامراد و سپاه گمراهش روى هزيمت به جانب ممالك فارس نهاده عزيمت نمودند ، لشكريان مغازى از عقب ايشان شتافته اكثر آن فرقه و احزاب را به تيغ اجل شتاب و كين « وَ قَضَيْنا إِلَيْهِ ذلِكَ الْأَمْرَ أَنَّ دابِرَ هؤُلاءِ مَقْطُوعٌ مُصْبِحِينَ » « 4 » از پشت زين بر روى زمين انداختند و از ابدان كشته‌ها پشته‌ها ساختند . و شهسواران عساكر گردون‌مثال در سرزمين « وَ سَكَنْتُمْ فِي مَساكِنِ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ وَ تَبَيَّنَ لَكُمْ كَيْفَ فَعَلْنا بِهِمْ وَ ضَرَبْنا لَكُمُ الْأَمْثالَ » « 5 » منزل بهجت‌مآل ساختند « 6 »

--> ( 1 ) . النّبا ( 78 ) ، آيهء 6 . « آيا ما زمين را بسترى نساختيم » . ( 2 ) . حج ( 22 ) آيهء 1 . « زلزله قيامت حادثهء بزرگى است » . ( 3 ) . النّبا ( 78 ) آيهء 7 . « و كوهها را ميخهايى » . ( 4 ) . حجر ( 15 ) ، آيهء 66 . « و براى او حادثه را حكايت كرديم كه چون صبح فرارسد ريشهء آنها بركنده شود » . ( 5 ) . ابراهيم ( 14 ) ، آيهء 45 . « در خانه‌هاى كسانى كه خود بر خويشتن ستم مىكردند جاى گرفتيد و دانستيد با آنان چگونه رفتار كرديم و برايتان مثلها زديم » . ( 6 ) . تاريخ جهان‌آراء ، ص 268 : « تاريخ اين فتح نامدار كه به محض توجه حضرت حيدر كرّار روى نموده بود اين مصراع مشهور شد « امير المؤمنين حيدر على بن ابى طالب » .