أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

201

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

« فاحمد للّه الّذى صدق وعده و نصر عبده و أعزّ جنده و هزم الأحزاب وحده و لا شىء بعده » « 1 » . مثنوى به حمد اللّه اى چرخ عالىنهاد * كه ديدم ز لطفت ظفر بر مراد مرا بود در دل كه از كلك نظم * مرصّع به گوهر كنم سلك نظم دوات مرا درج دُرّ ساختى * ز دُرّهاى شهوار پر ساختى نهادى بر آن قفل معنىطراز * كه بىفكر نگشايدش دست راز به دست من از خامه دادى كليد * كه بگشايمش نزد ارباب ديد گروهى كه از عين لطف خداى * جواهر شناسند و قيمت‌فزاى [ 254 ] كنون وقت آن شد كه كلك هنر * نهد رو به ترتيب سلك گهر دُرّى چند در سمط انشا كشد * كه آن عقد سر تا ثريا كشد ز ياقوت شنجرف و مشك مداد * مثل گردد از رنگ و بو در بلاد به آن شرط اى گوهر بحر جود * كه سويم كنى روى گفت‌وشنود ز اكرام دارى بر اين عقد گوش * ز دُرّسازى آويزهء گوش هوش كه حيفست دُرّى چنين شاهوار * كه از بحر گوشت فتد بر كنار ولى عقد من چون فتد دلپسند * ز تحسين و احسان شود بهره‌مند كه از عين اقبال و فرط كمال * جواهرشناسى و دريانوال جهان تا به يك سوز شادى بود * طريق فلك نامرادى بود فلك ياور و بخت يار تو باد * مراد دل اندر كنار تو باد

--> ( 1 ) . ترجمه : خداوندى را سپاس مىگويم كه به وعدهء خود عمل كرد و بندهء خود را پيروز گردانيد و لشكريان خود را عزّت بخشيد و احزاب را درهم شكست و چيزى پس از او نيست ( آغاز خطبه پيامبر اسلام در فتح مكّه ) ( تاريخ اسلام ، مغازى ، ص 556 ) .