أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
196
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
صداى « غُفْرانَكَ رَبَّنا وَ إِلَيْكَ الْمَصِيرُ » « 1 » را از اوج كرهء اثير گذرانيده شاه فرشتهلقا مركب گردونپيما را سر تا پاى لشكر رانده و به زبان كرامت انتماء غازيان را به حسن مقالت و زيب دلالت مورد استمالت « تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا » « 2 » گردانده باز پرتو خورشيد انور را به سايهء علم فتحپرور رسانده توقّف نمود و از آسمان الهام و اجلال مظهر خطاب واضح الاقبال « حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتالِ » « 3 » گشته به مبادرت و مبارزت قراولان امر فرمود . گروه جوانان كه به شوكت و توان يگانهء عصر و اوان بودند روى رخصت بر يال اسبان سودند و به قصد حرب و كين توجّه نمودند . جمله را به وقت حمله بر كتف سپرها حمايل و در كف نيزههاى ثعبانشمايل ، تيغ آبدار ماهىوار در بحر غلاف به طلب هيجا در هيجان ، و خنجر زبانآور به جنگجويى و رجزگويى دو زبان چون ابواب قفس غاشيه زرّينحاشيه را بر روى مرغان تير گشادند . گويا به يك بار عقابان در هواى مرگ شتابان را به عزم خونريز دشمن پرستيز از آشيان طيران دادند . مخالفان نيز [ 248 ] مرغان نواساز تير را از مقام جعبه بلندشعبه در پرواز آوردند و شخص كمان را به تحسين زه در عرصهء ميدان بلندآواز كرد . مثنوى عقابان پريدند از آشيان * چو برخاست زه از كمان كيان به منزل رسيدند در يك نفس * ره دور كردند اگرچه هوس به منقارها زهر قاتل همه * چو تير قضايى مقابل همه غازيان ابرنظير به تگرگ پيكان و باران تير ، كشتزار حيات مخالفان غدّار را به سيل فنا دادند و به تندى آن سيل رخنهها در بناى زندگانى ايشان گشادند « 4 » و آن فرقه را چون مشت خس و خار كه در رهگذار سيل افتد بازگردانيدند و به سورت حمله و سرعت توجّه خاشاك اجسام آن گروه بىباك را به محيط لشكر اعداء رسانيدند « 5 » . اين نوبت
--> ( 1 ) . بقره ( 2 ) ، آيهء 285 . « اى پروردگار ما ، آمرزش تو را خواستاريم كه سرانجام همه به سوى توست » . ( 2 ) . فصلت ( 41 ) ، آيهء 30 . « فرشتگان بر آنان فرود مىآيند كه مترسيد و غمگين مباشيد » . ( 3 ) . انفال ( 8 ) آيهء 65 . « مومنان را به جنگ برانگيز » . ( 4 ) . نسخه : گشاد . ( 5 ) . نسخه : رسانيد .