أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

197

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

فرقهء كثير به حمايت زمره‌اى كه از تيزى شمشير و تندى تير در دست شكست اسير بودند روى به ميدان محاربه نهادند و به دستيارى سرپنجهء شوكت و پاىمردى نيروى قوّت داد مقاومت دادند « 1 » . نيران قتال از جانبين به مرتبه‌اى در اشتعال آمد كه چهر مهرفراز قصر سپهر از آن شعله برافروخت و دل بىرحم ماه از آتش ناله و دود آه در آن گرم‌گاه بر سربازان سپاه بسوخت . مخالفان اين بار قراولان لشكر نصرت‌آثار را بازگردانيده به صف لشكر بىاسف رسانيدند و خود را هر لحظه‌اى از كشتن بازرهانيدند . مثنوى [ 249 ] به سرپنجهء مردى و ضرب تير * دليران فتادند در دار و گير شد از كين در آن عرصهء هولناك * به خنجر گريبان جان چاك‌چاك يكى ساخت از بستر خاك مهد * يكى بُرد جانى به صد جدّ و جهد يكى بر سر و دستش آمد شكست * يكى چست بگرفته سر را به دست يكى پاى تا سر به خون گشته غرق * يكى را به جوش آمده خون ز فرق يكى كرد تيغ از حمايل به در * يكى شد حمايل به تيغ دوسر در اثناى اين حال شيرمردان بيشهء شجاعت و اقبال به ميمون‌بخت و همايون‌فال مراكب برق‌مراتب در ميدان جهانيدند و خود را كالبرق الخاطف « رِيحٌ عاصِفٌ » « 2 » به گروه مدبر مخالف رسانيده ايشان را به ضرب تيغ و تير چون رمهء آهو و گله نخجير مىدوانيدند . و پيشروان آن فرقهء بخت‌برگشته را از ديوار بست چپر و ارّابه و آن شهربند خرابه گذرانيده به قول و قلب كج‌نهاد كه محل قرار نامراد بود ، رسانيدند . رأى جهانگشاى شاه دين‌پناه ، چون ملاحظهء ارّابه و چپر و كثرت آن لشكر حشرات اثر فرمود و به امعان نظر مطالعهء احوال و طريق شكست و استيصال ايشان نمود ، دل قضا مقابل آن حضرت بر آن قرار يافت كه با تمامى لشكر به جنگ سلطانى قيام كند و ميدان « رَبَّنا أَفْرِغْ

--> ( 1 ) . نسخه : داد . ( 2 ) . اشاره به آيهء 22 از سورهء يونس ( 10 ) است كه مىفرمايد : رِيحٌ عاصِفٌ وَ جاءَهُمُ الْمَوْجُ مِنْ كُلِّ مَكانٍ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ چنان طوفان فرارسد و موج از هر سو بر آنها ريزد چنان‌كه پندارند كه در محاصرهء موج قرار گرفته‌اند .