أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
187
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
برارى و بوادى را در نوشته به وادى همدان نزديك رسيدند و از حال مردم مخالف به واجبى آگاه گرديد . حكم جهان مطاع نافذ شد كه لشكريان [ 236 ] فرود آيند و تهيّهء آلات و ادوات مقاتله و محاربه نمايند . حال آنكه سرزمينى كه مخيّم نزول عساكر نصرتمآثر گشت باديهاى بود صادقهء « إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ » « 1 » از سيرت اصل و صورت فرع آن و واقعه « و إنّ ارض الجنّة لفيفان » « 2 » از خشكى و نامرزوعى آن وادى به راستى روايتى ، مسامات ارضش از ترشّح چشمهسار و فيضان انهار مسدود و تشنهلبان آب جوى را در طول و عرضش خيال آب غير از صورت سراب از چشم مفقود . بيت گر آب جويى سال و مه نارى سوى يك قطره ره * جز آنكه گريد گه به گه بر تشنگانش آسمان مزاج آن وادى چون طبع صفراييان خشك و گرم و خاك آن چون دل ستمديدگان از لگدكوب سموم آزرده و نرم . نه گياه را در وى قوّت نشوى و نمايى و نه هوا را در وى حالت لطفى و صفايى . شمالش از اشتعال « نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ » « 3 » نشانه و دبورش از حرور « ناراً تَلَظَّى » « 4 » فسانه ، و از ترزبانى « سَنَدْعُ الزَّبانِيَةَ » « 5 » زبانهء مرغان هوا را بىهمراهى سقّاى مرغان در آن وادى مجال طيرنى . و آهويان صحرا را بىمددكارى ابر گريان در حدود آن بوادى قوّت سيرنى . چون حرارت هوا و مرارت خاك صفرافزاى آن ظاهر و باطن نازلان آن مواطن را دريافت ، جمعى از نزديكان و مقرّبان درگاه به حوالى بارگاه گردون اشتباه شتافته به عرض رسانيدند كه مجال توقّف عساكر در اين منزل محال [ 237 ] و احوال دواب و رواحل از تشنگى مقرون به استيصال است از تردّد بىآرام ديدههاى مسام جسم هوام و سوام بر ايشان گريان شده و به استنشاق اين هوا مرغ دل دد
--> ( 1 ) . ابراهيم ( 14 ) آيهء 37 . « برخى از فرزندانم را به واديى بىهيچ كشتهاى جاى دادم » . ( 2 ) . ترجمه : زمين بهشت بر دو گونه است . ( 3 ) . همزه ( 104 ) آيات 6 و 7 . « آتش افروختهء خداست كه بر دلها غلبه مىيابد » . ( 4 ) . ليل ( 92 ) آيهء 14 . « از آتشى كه زبانه مىكشد » . ( 5 ) . علق ( 96 ) آيهء 18 . « ما نيز كارگزاران دوزخ را فرامىخوانيم » .