أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

180

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

مثنوى چو گلگون شاه آمد اندر عرق * فروريخت باران ز ابر شفق به رنگى كه هر قطره‌اش بر زمين * گلى گشت و شد غيرت ياسمين و چون رايات نصرت‌نشان از ره ، مين گل و آله داغ به همراهى عشرت و فراغ ، سايه بر حدود ولايت ترجان انداخت و خاك آن زمين را چون آسمان از نعل مواكب ، كواكب‌نشان ساخت ، معلوم شد كه چون خبر توجّه الويهء جهان‌گشا به الوند رسيده سررشته پيوند از آن ديار بريده عنان « 1 » عزيمت به دست هزيمت سپرده از ارزنجان « 2 » به كيفى نقل كرده و از كيفى توجّه به جانب [ 227 ] تبريز آورده است ، شاه دين‌پناه اندك زمانى در حدود ترجان بوده و لشكر از مشقّت سفر آسوده باز قصد الوند عنان‌كش دولت بىگزند گرديد و حكم قضا مضا بساط تمامت لشكريان را از آن عرصهء بىمانند درنورديد . مثنوى روان گشت لشكر ز ترجان زمين * عدو را به جان چون قضا در كمين ز بس جنبش لشكر فوج‌فوج * درآمد زمين همچو دريا به موج چه بحرى كه موجش بود بىشمار * در آن اشترك بختى باردار حضرت اعلى بر مركب فلك‌سير چون آفتاب ، و لشكريان چون هجوم نجوم در عنان و ركوب . در اثناى طىّ مسافت و سرعت سير به شكار وحش و طير مشغول بودند و به نيروى بال شاهين تيزچنگال و قوّت بازوى بلندپرواز ، نشيب و فراز آن راه دراز را مىپيمودند . مثنوى اگر نسر طاير نمودى گريز * گشادى برو چرغ بال ستيز و گر اوج گردون گرفتى عقاب * به جرأت شدى باز از او بهره‌ياب نمودى اگر نسر ثابت درنگ * گرفتى ازو طعمه مرغ خدنگ

--> ( 1 ) . نسخه : عيان ( 2 ) . ارزنجان : شهرى است در ساحل شمالى رود قره‌سو در تركيه .