أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
179
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
بار خزانه در زير بار صندوقها كه چون بحار و معادن رهنمون به طلا و دردانه بود كشيدند . فرّاشان سبكدست با گير و بست فرود آوردن خرگاه و پيشخانه را از مضمون « يَوْمَ نَطْوِي السَّماءَ » « 1 » نشانهاى ساختند و آن منزل سپهرآشيانه را از زينت حلول و نزول شاه فرشتهقبول بازپرداختند ، چتر رفيع شاهى از ماه تا به ماهى سايهگستر گشت . و سايهء آن شادروان آسماننشان از فروغ جمال خورشيدمثال پادشاه خيل آفتابوشان از تنوير مهر منير بگذشت . شعر تو آن كسى كه پس از خلقتت به صورت اصل * نكرد كلك قضا راست صورتى تصوير ترا رسد كه به ظلّ اللهى كنند خطاب * كه روشنى برد از سايه تو مهر منير جنيبتكشان ابلقان تيزرفتار را به سير شباروزى درآوردند . و سكّان هلال مثال بدرنشان از زمرهء زنگ به آهنگ و ارزشهاى شعاع شمسهء اين كاخ بلند ترتيب تيربند نموده در ركاب شاه كامياب صحرانوردى كردند . مثنوى [ 226 ] فرس ابر بود و شهنشه ملك * زمين از قدومش قرين با فلك عرق كرد چون اسب شاه از شتاب * ملك راند لختى برابر خوشاب چه ابرى كه هركه شود قطرهبار * برويد گل و بشكفد نوبهار عساكر قضاستيز عرصهء تبريز را بازپرداختند و اعلام توجّه و الويهء عزيمت به جانب آذربايجان افراخته صحارى و برارى مىپيمودند و منازل و مراحل را طىّ مىنمودند . خرگاه شاه چون منازل ماه هر روز به منزلى و هر شب جايى آرامگاه ساخت و قبّهء رفعت به اوج سپهر مىافراخت . لشكريان سرعت سير را پيشنهاد همّت گردوننهمت داشتند و از ابر ابلق بىصبر تخم « وَ أَنْزَلْنا مِنَ الْمُعْصِراتِ ماءً ثَجَّاجاً » « 2 » در هر زمين مىكاشتند .
--> ( 1 ) . انبياء ( 21 ) آيهء 104 . « روزى كه آسمان را درهم نورديم » . ( 2 ) . النّباء ( 78 ) آيهء 14 . « از ابرهاى بارانزاى آبى فراوان نازل كرديم » .