أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
پيشگفتار 17
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
وقايع ايّام جهانگيرى آن حضرت پرداختند [ امّا ] دولت مساعدت و بخت معاضدت نكرد و در آن باب مجلّدى مكمّل نساختند . و همچنين فرقهاى از شعراى بلاغتشعار كه فردوسى روزگار و به رتبهء حسّانى ثابت گشته خواطر اصحاب اعتبار بودند ، در سرانجام نظم آن دست و قلم را فرسودند و به كليد كلك مشكينسلك باب تصنيفى بر چهرهء آرزو نگشودند . و چون اين فقير پريشانضمير طالب سرّ يقينى از اسرار دنيوى و دينى ، ابراهيم امينى را كه عمر گرانمايه بعد از تشبّث در اذيال آسمان مثال ارباب علم و كمال در خدمت پادشاه حميدهخصال مرحوم ، مراحم ايزد متعال ، سلطان حسين ميرزا - نور اللّه مرقده - گذشته پيوسته اقتضاى طريقهء ارباب فضل را پيشنهاد نيّت صافى اعتقاد داشت ، سنين عمر بر حدود چهل و پنج مرحله سنج گشت . و در اين سال تاريخ هجرى نبوى بنوى در شهور سبع و عشرين و تسعمائه ( 927 ) درآمد ، از صوارف زمن ترك وطن كرد . در اين اثنا اين فقير توجّه اردوى سپهرنظير را ملاذ و معاذ دانسته خواست كه دست استخلاص در دامن سرادق كيوانرفعت مشترىخواصّ استحكام داده به شهرستان امان گرايد و ابواب امنيّت در اكتساب امنيّت از حريم واجب التكريم « مَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً » « 1 » بر روى جمعيّت بگشايد ، تقبيل عتبهء عليّهء همايون در خاطر گذشت دست اعتصام در حلقهء درگاه دو عالىجاه استوار كرد . و به يمن التفاتشان عارج معارج سربلندى گرديده از توجّه خاطر اكسير مآثر ايشان ، مس استطاعت اين بىبضاعت كيمياى خالص گشته تنظيم و تنسيق و ترتيب و تلفيق تاريخ وقايع ايّام دولت ابدانتظام را به قلم شكستهرقم اين ضعيف تفويض فرمودند » . « 2 » امينى متواضعانه پذيرش اين مسئوليت را خارج از قابليّت خود مىداند ؛ امّا ، به دليل اعتمادى كه بر وى شده بود به قبول آن سر فرود مىآورد و به تأليف كتاب اقدام مىنمايد و كتاب خود را فتوحات شاهى نام مىنهد : « به اميد اينكه اين مكتوب همايون چون بر بساط قرب راهنمون گردد و به طرز لازم الاعزاز ، از ساير صحايف به لطايف مشحون ممتاز آيد و طباع سليمه و اذهان مستقيمه
--> ( 1 ) . آل عمران ( 3 ) ، آيهء 97 : هركه در آنجا داخل شود ، ايمن باشد . ( 2 ) . فتوحات شاهى ( نسخهء خطى ) ، صص 24 - 26 .