أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

پيشگفتار 16

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

را به دل خيالى و انديشهء گذشته ، يكان يكان به محاسبهء اعمال خود مشغول ، بعضى ملول » . « 1 » امينى در آن جمع پس از آن‌كه فرامين صادر شده كه مشتمل بر اظهار تولّى همهء اهل البيت و تبرّى از اعداى ايشان بود توسّط شيخ الاسلام و حضرت مير ، خوانده شد مأموريّت يافت تا فرامين و اصل شده را قرائت كند . خود در اين باره مىنويسد : « بعد از آن فقير به ازاى مژده‌هايى كه در طىّ فرامينى مسطور بود و رطب اللسان گشته صغار و كبار را مطمئن خاطر ساخته بعد از نثار درم و دينار بر فرمان بدايع آثار پادشاه كامكار فرود آمده به منزلى كه قلى جان بيك را فرود آورده بودند رفتند » . « 2 » در جاى ديگر نيز به حضور خود در مراسم اهداى پيشكش‌هاى نوروزى كه در حضور شاه اسماعيل انجام مىيافت ، اشاره مىكند و مىنويسد : « راقم اين حروف در حواشى آن مجلس بود و تماشا مىنمود كه اوّل مركبى كرنگ رنگ كه به زبان اهل عراق آل گويند در زير زين مرصّع كشيده گذرانيدند كه بعد از تفحّص بهاى اسب و زين را يكصد و هشتاد تومان تبريزى گفتند » . « 3 » امينى پس از پيوستن به دربار شاه اسماعيل مورد عنايت قرار گرفت و در سال 927 ه . ق ، در 45 سالگى ، بنا به دستور شاه اسماعيل مأموريت يافت تا تاريخ وقايع دورهء صفوى خاصّه عصر شاه اسماعيل را به نگارش درآورد . « بعضى از فضلاى عالىقدر كه آسمان انشا و املا را بدر بودند به ترتيب و تزيين

--> ( 1 ) . فتوحات شاهى ، ص 350 . ( 2 ) . همان مأخذ ، ص 351 ؛ جهانگشاى خاقان ، ص 389 . در حبيب السير ( ج 4 ، ص 515 ) نيز به اين امر اشاره شده و آمده است كه : « جناب سلطانى سيف الانامى خواجه بتكچى به آن بلدهء فاخره رسيده در باب استمالت اكابر و اشراف و تقويت ملّت شرف دودمان عبد مناف نشانى كه از مصدر عنايت و الطاف صدور يافته بود رساند و روز جمعه به مسجد جامع تشريف برده پيش از اداى نماز امير صدر الدّين ابراهيم امينى بر منبر برآمد و آن فرمان واجب الاذعان را خوانده مضمون به صدق مقرون آن موجب امتنان خاطر اكابر و اصاغر گرديد » . ( 3 ) . همان مأخذ ، ص 359 .