أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

121

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

مثنوى سپه باد صرصر عدو جمله خس * كجا خس كند وصل صرصر هوس چو داند كه تند است نيروى باد * از آن پيش بايد به راهش فتاد و اين قلعهء قبله قلّه‌اى است با مركزى كه پيوستهء محدّب فلك زحل است و پاى ادراك تيزرو از انديشهء مغاكى خندقش در وحل ، يمين و يسار بروجش در گردن [ 151 ] جوزا حمايل و نسر طاير را خيال طيران بر كنگره‌اش از خاطر زايل ، طاير بلندآواز اين نظم كه : بعد از هزار سال به بام زحل رسد * گر حاجب از نشيب تو سنگى كند رها خاكريزش در حسر و مرغ سدره‌نشين اين بيت : بر لب بامت چنان سپهر توان ديد * كز زبر هفت چرخ روى زمين را از مغاك كيوان‌ستيزش با اثر دشمن كوته‌نظر بدسير غافل از آنكه دست تقدير رشتهء عمرش را در گردن پيچيده او را در صورت قبله به جانب قتله مىدواند و به زودى آن رشتهء سردرگم را به تيغ سياست « وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ » « 1 » منقطع مىگرداند . و چون طاير اين خبر در آشيان سمع مبارك‌اثر جاى كرد فرمان قضامخبر در عرصهء آن كشور جلوه‌گر گشت كه جنود نامحدود روى توجّه به جانب موضع شيريان كه از معظمات ولايت شماخى است آرند و از آن راه عزيمت نموده همّت شجاعت‌نهمت بر مقابله و مقاتله شيرانشاه گمارند . مثنوى عنان‌گردان شدند از ره دليران * به سوى شيريان مانند شيران كه باشد كز رهِ شيرى و مردى * كند با ما مخالف هم نبردى كه مرد آنجا به مردى سرفرازد * كه دشمن هم تواند دست يازد وگر دشمن ندارد زور بازو * به دو ننگ است گشتن هم‌ترازو بعد از آنكه خاطر فيض‌آثار بر توجّه شيريان قرار گرفت حكم جهان‌مطاع نافذ شد ،

--> ( 1 ) . بقره ( 2 ) ، آيهء 191 ، نساء ( 4 ) ، آيهء 91 . « آنان را هرجا كه يافتيد ، بكشيد » .