أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
122
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
كه ، [ 152 ] قلى بيك بايبردى كه در شيوهء شجاعت و عدالت و مردى يگانه و فرزانه بود و حضرت شاه دينپناه به زبان تفقّد و عطوفت او را چش ميرزا « 1 » خطاب مىنمود پيشتر از وصول لشكر بيكران به جانب شيروان « 2 » شتابد و خواطر وهمناك اهل ولايت به استمالت تمام دريابد . با وجود آنكه در آن زمان شام ظلمتفام با هزار سرگشتگى خواب را بر خود حرام كرده بود و با لشكريان شاه روشنراى كه هر روزى ازيشان هزار محنت ديده بود رو به انتقام آورده چش ميرزا كه از تيزى بصيرت و بصر روز و شبش برابر بود و شمشير برقستيز در نظر آن پرجگر عكس شعشعهء قنديل اين چارم منظر مىنمود ، همان لحظه ميان اذعان جست و عنان عزيمتدرست سبك ساخته عازم شيريان گشت تا اهل آن را خاطر مطمئن سازد و به اقوال استمالت اشتمال آن فرقه را مستمال سازد . مثنوى كه دستور اين لشكر اندر بلاد * بر آيين عدلست و قانون داد چو شد يار حق شاه باداد و دين * برافتاد ناحق ز روى زمين به ناخن ز محصول بيگانهاى * مگر مور در شب كشد دانهاى ز بس عدل اين نقد آل عبا * كه برگ كهى برد جز كهربا نهالى كه وقف است بر بيوهاى * كه افشاند جز باد ازو ميوهاى كه دارد به جز پاكى اين دسترس * كه گيرد به خود يك سر مو ز كس [ 156 ] و در همان شب مركبطلب را تا موضع شابران 30 « 3 » براند و مردم آنجا را به زبان تلطّف و تعطّف به جانب خود خواند و از وصول رايات شاه بادين و داد و حصول
--> ( 1 ) . حبيب السير ، ج 4 ، ص 456 : جوش ميرزا . « يكى از خدام سدهء سدرهمقام را كه موسوم به قلى بيك و ملقب به جوش ميرزا بود فرمود كه به شروان رفته مژدهء امن و امان به متوطّنان آن رساند » . ( 2 ) . نسخه : شيريان . ( 3 ) . شابران - شاوران : شهر قديم و از مراكز شروان ، كنار رود شابران بين دامنهء شمال شرقى جنوب شرقىترين شاخههاى جبال قفقاز و ساحل درياى خزر قرار دارد . پس از تأسيس شهر قوبه در 25 كيلومترى شابران ، اين شهر از اهميت افتاد و امروزه ويرانهاى متروك از آن باقى است ( دايرة المعارف فارسى ) .