أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

120

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

چو پر بود ازيشان جهان سربه‌سر * نه ظاهر شدى سيرشان در نظر بلى چون تعاقب بود موج را * جدا چون كند عقل هر فوج را به تندى چو در عرصهء روزگار * به يكسان كند باد صرصرگذار خردمند هرچند باشد دقيق * نيارد شدن فارق از هر فريق سرافرازان لشكر روزافزون و نصرت‌طرازان آن گروه فرخنده‌شگون ، در اين سرعت مشابه به سكون و در چنين سكون از حدّ سرعت برون ، پنجهء ماه ظلمت‌سوز ، يعنى مهچهء علم دولت‌فروز را خورشيد مطلع دولت ساخته و خود را سايه‌وار از پى به راه انداخته و از آن پى روى سر بر فلك اعتبار افراخته كوچ بر كوچ عازم و از مبادى آثار آخر كار فتح را جازم گشته در ظل تأييد ذى المن ، يكران سعى را [ 150 ] تا موضع كلدنيكلن « 1 » راندند و بر مقتضاى نام ميمنت‌انجام آن مقام غبار محن و آلام را از خود افشاند . قطعه همايون مقامى كه از روى معنى * چو گيرند نامش به رفق و مواسا به هر خرده‌دان مىرساند نويدى * كه يك دم به اين سو بيا و بياسا رأى جهان‌آراى همايون در آن منزل نامور به توقّف لشكر فرمان داد و به دست انتباه پردهء خفا از حال تباه شيروانشاه بگشاد . امراى عظام شخصى را حاضر ساختند كه به زبان صدق بيان احوال مخالفان مىنمايد و حجاب فنا را از چهرهء كار ايشان مىگشايد . سخنش آنكه ، شيروانشاه از توجّه عساكر نصرت‌مآثر آگاه گشت ، دغدغهء بىغايت و تفرقهء بىنهايت در وى سرايت كرده پاى ثبات و قرارش بر جاى نمانده عنان عزيمت به قائد هزيمت سپرده با سپاه گمراه خود به جانب قلعهء قبله « 2 » راند و روى اقبال از قبلهء آمال گردانيده پشت استظهار و اعتماد بر متانت و حصانت آن قلعهء راسخ بنياد نهاد .

--> ( 1 ) . حبيب السير ، ج 4 ، ص 456 كل و نيكان . ( 2 ) . همان مأخذ ، همان جا : « پس از وصول به منزل كل و نيكان شخصى از ساكنان آن مكان به عرض خدام آستان ملايك‌آشيان رسانيد كه شيروانشاه بعد از اطلاع بر نهضت پادشاه نصرت‌دستگاه با خيل و سپاهى به پاى قلعهء قبله كه قلّهء آن شرفهء همّت از اوج سپهر درگذرانيده و كنگره‌اش سر تيغ رفعت به سپهر زرنگار آفتاب رسانيده شتافته است » .