أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
103
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
در آن چون آسمان خُرم چمنها * عيان در وى كواكب از سمنها فرّاشان همايون سرادقات جاه و جلال را سر بر فلك افراختند و خيام دولت و بارگاه اقبال را به اوتاد خلود مشيّد ساخت . امر لازم الاذعان مطاوعت بخت با فرمان نافذ شد كه لشكريان به سرانجام و تهيّه اسباب جدال [ 128 ] و قتال اشتغال نمايند تا هرگاه رايت فتح آيت شاه دينپناه به فتح كشورى عازم گشته روى به راه آرد ، اسلحهء جنگجويى و آلات كشورگشايى سواره و پياده مهيّا و آماده باشد . به آن جهت بعضى دست به سوى طلب شمشير بردند و بعضى به تيز كردن خنجر غبار آن دغدغه را از خاطر مىسترد فرقهاى طمع در قوس قزح و زه كهكشان مىنموده و گروهى به خيال گرهگشايى سنين نيزه عقدهء اين انديشه را از دل مىگشودند . رباعيه شاهى كه كمينه ملك او روم و رى است * اورنگنشين تخت جمشيد و كى است با مهر و مه و عطارد و قوس فلك * از قورچيان حلقه در گوش وى است در اين اثنا خبر خجسته اثر ظهور آفتاب عالمتاب دولت ابد انتساب شاه كامياب ، به هر مرز و بوم از مبدأ عراق تا اقصاى شام « 1 » و روم دوست و دشمن را معلوم شد و از هر جانب دولتخواهان ديرين و وفاكيشان صداقتآيين كه عمرى بود كه سر تحسّر در گريبان تفكّر داشتند و پيوسته همّت بر طلوع چنين نيّرى مىگماشتند ، نهال اقبالشان از تنّسم نسيم اين خبر ربيعى اثر خرّم گشت و ديدهء امانى و آمالشان از وصول اين مژدهء يعقوب صفت روشنايى يافته از گريهء محنت بىنم گرديد ، پاى سيّار از ديده ساخته و پاىافزار از پردهء چشم پرداخته « مسحا بالعين لا مشيا على الرّأس » « 2 » عنان دل با حبّ و و داد به دست اخلاص و اعتقاد سپرده احرام طواف آستان [ 129 ] خلايق مطاف شاه با عدل و انصاف
--> ( 1 ) . شام : در گذشته شامل اردن و سوريه و لبنان و فلسطين بود . پس از جنگ جهانى اوّل به كشورهاى اردن ، سوريه ، لبنان و فلسطين تقسيم گرديد . امروزه مراد از دمشق همان شام است . دمشق را دمشق الشام يا به اختصار شام گويند كه در جنوب سوريه به فاصلهء بيش از صد كيلومتر در دامنهء كوه قاسيون در حاشيهء بيابان و پشت جبل لبنان قرار دارد . ر ك : ( دايرة المعارف فارسى ؛ لغتنامه ) ( 2 ) . ترجمه : « با چشم بسودن نه با سر ره پيمودن » .