أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

97

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

مثنوى كه اى شاه بادانش دين‌پناه * ترا باد نصرت ز عون آله شب و روز جاهت دل‌افروز باد * شبت قدر و روز تو نوروز باد بكش تيغ گيتىفروز از غلاف * ز عالم برافكن طريق خلاف برافراز رمح بلند از كمين * ز دشمن تهى ساز روى زمين بود عدل و دادت امان زمان * زمان تو بىشك زمان امان جهان راست عدل تو فريادرس * مرا هم به فرياد رس يك نفس [ 121 ] بعد از آن به عرض رسانيد كه چون خبر ظهور حضرت دين‌پناه به سمع جمع فقيران دولت‌خواهان رسيد ، داعيهء جان‌سپارى از محض اخلاص و قدم خدمت‌كارى دامن‌گير گرديده هريك از اين جماعت كه همراه بنده آمده‌اند بدانچه در قوّت و مكنت او گنجد يراق كرده وصال اهل را به فراق و اتّصال را به افتراق تبديل داده سر ارادت در وادى تعب و پاى قصد در بوادى طلب نهاد تا آن‌كه چون اتّفاق موضع شوره‌گل كه نواحى قلعهء منتش پرحيل است افتاد مشاراليه به قدوم استعجال اين فرقهء خجسته‌فعال را استقبال نموده اعتقاد تمام و ارادت لا كلام نسبت به خاندان كرام اظهار كرد و هرچندى را در موضعى فرود آورد . رباعيّه ماهى كه درون بحرش آرام افتاد * شَسْتش به خيال طعمه در كام فتاد مرغى كه سپهر بود پرواز كهش * آخر به هواى دانه در دام افتاد بعد از آن اتباعش دست تسلّط دراز كرده در هر خانه كه غازيان بودند در نهب و غارت بر روى ايشان باز كرده تاراج يراق و اموال و اسب و سلاح ايشان آغاز كردند . غازيان حسب الامكان دست به جنگ برده زخم زده و زخم به هر نوع بود از آن ورطه جان به سلامت بيرون آوردند نايرهء جمعيّت شاهانه از عمل منتش سركش در اشتعال آمده آثار آن شعلهء چهره‌افروز حليهء غضبش گشته حكم نافذ صادر شد كه لشكريان على الفور مكمّل شده در ركاب همايون از پياده و سوار متوجّه قلعهء آن