أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

83

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

طالع روزافزون بر وجه خير خنگ فلك سير را محمل دولت ساخت و اعلام توجّه به جانب اردبيل افراخت و ميرزا على با جمع كثير مشايعهء آن مواكب كواكب‌مسير را لازم ديد و بعد از طىّ بعض مسافت رخصت رسيده باز گرديد 28 « 1 » . در آن وقت كه آن حضرت عنان توجّه سبك و ركاب دولت‌گران داشته طىّ بوادى و برارى مىفرمود منزلگاه پادشاه قصر چهارم افلاك بروج تيرماهى 29 « 2 » و رياحين بساتين را موسم پريشانى و تباهى بود . در آن اثناء و اوان موضع ارچوان « 3 » از قرى و مواضع گيلان به بلوك ستاره « 4 » مستقرّ بوده و سواره آن خيل ذوى بصاره ، چون چند روز مهجهء علم عالم‌افروز در آن ديار خورشيد كردار در لمعان آمد « 5 » ، اوّل ايّام سرما بود و خنكى هوا در شفشه‌بازى انگشت‌نما گشته در ترتيب آنها يد بيضا مىنمود ، چنانچه از شدّت سرما كس را مجال آمد شد تنگ و از سرعت باد و سورت هوا سمندر در حريم آتش آن سكون و درنگ . طبع هوا مزاح خاك گرفت و از انسداد زمين مجارى انهار از آمد و شد آب عاطل گشت . ارغوان را خون در عروق فسرد و چراغ لاله با آنكه گلستان شبستان گشت ، فرو مرد . سرو آزاد در لباس برف شمع كافورى گرديد ، و صنوبر ژوليده‌موى از نثار ابر عمامة الشيب نورى بر سر پيچيد .

--> ( 1 ) . تاريخ خانى ، ص 102 : « ميرزا على را كه ميل كلّى به نظم امور سلطنت و مملكت حضرت شاه بود از جانب خود مولانا سيّد امير را كه از نتايج سيّد ابراهيم كياى مفتى بود و به كرامت فضل ممتاز ، به جهت ربط معاهده با ميرزا محمّد استرايى ، در خدمت حضرت شاه روانه گردانيد » . ( 2 ) . از نيمهء سدهء چهارم هجرى كه آثارى مكتوب به زبان فارسى در دست است چه متون علمى چون ذخيره خوارزمشاهى ، صيدنه ، التفهيم و چه متون تاريخى همچون : زين الاخبار و تاريخ بخارا و دواوين شعرا ، كلمهء « تيرماه » به معنى پاييز ( خزان ) و كلمهء « تيرماهى منسوب به تيرماه به معنى پاييزى رواج داشته و به كار رفته است . براى آگاهى بيشتر ر ك : رحيم رضازاده ملك : « دربارهء تيرماه » آينده ، س 15 ، شماره‌هاى مشترك 2 - 1 ، صص 29 - 20 و تعليقات . ( 3 ) . حبيب السير ، ج 4 ، ص 448 : « ارچوان كه از بلوك ستاره » . ( 4 ) . جواهر الاخبار ، ص 15 : « در سال خمس و تسعمائه از آردوى سامان ديلمان به ستاره بلندى رفت » . ( 5 ) . جهان‌آرا ، ص 264 : « سنهء خمس و تسعمائه ( 905 ) نوروز پيچىئيل روز چهارشنبه دهم شعبان در منتصف محرم حضرت شاه غفران‌پناه كه سنّ مباركش مشروع به سيزده كرده بود ، از موضع اردوى سامان توابع ديلمان ، كاركيا را وداع فرموده قرين فتح و ظفر . . . لواى جهانگشايى برافراخت و در آن زمستان قشلاق در الكاى ارجوان استاره طالش فرموده به تدابير جهانگيرى پرداخت » . و ، ر ك : حبيب السير ، ج 4 ، صص 8 - 447 ؛ لب التواريخ ، ص 240 ؛ تاريخ ايلچى نظام شاه ، ص 6 .