أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

75

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

چون نبود به جز سيف او هيچ سيف * نگنجد در اوصاف او كم و كيف بزد تيغ بر عمرو بن عبد ود * به شمشير كين رخنه زد در احُد از آن داد سلطان يثرب‌حصار * به منشورش اين حكم را انتشار كه حرب على با چنين بدسزا * ز هر چيز به تا به روز جزا تمام كلامش عليه السّلام * چو قول نبى هست خير الكلام هر انگشتش آمد قلم از بنان * ز هر شكل ناخن شده نون عيان عجب نبود ار گشته باشد رقم * به انگشت او وصف ن وَ الْقَلَمِ « 1 » چو كردى رقم از درون و برون * همين است معنى « ما يَسْطُرُونَ « 2 » » دگر آن مه آسمان قبول * كه امّ الائمّه است و بنت الرسول ز نيسان ابر على الشرف * حسين و حسن لؤلؤ و او صدف دو خورشيد تابان دو ماه تمام * ازيشان تهى ماه و سال از ظلام جز اين هر دو شهزاده و امّ و ابّ * به قربى كرا بود قرب نسب [ 93 ] دگر شاه لشكر گه پردلى * علىِّ حسينِ علىِّ ولى جمالش منوّر به نور خداى * چو خور نورافزاى و ظلمت‌زداى كه دستش ز معجز به ايماى تيغ * بريدى نمدهاى نمناك ميغ دگر آن‌كه دين را توقر ازوست * علوم يقين را تبقّر ازوست سمى نبى شاه باقرلقب * وصى ولى ماه وافرادب دگر آن به علم لدن اوستاد * كه دين را به دانش اساسى نهاد ازو خطّه شد قابل سرورى * عيار زر شرع ازو جعفرى امامى كه شد بىشكست از نخست * به او نسبت دين و ملّت درست دگر آن حسينى امام زمن * كه بودى در اتمام خلق حَسن غضب را به دل چون پيمبر كظيم * به جان مظهر سِرّ خُلق عظيم چو باب الحوايج بود درگهش * به هركس كه روز مىنهد بر رهش

--> ( 1 و 2 ) . قلم ( 68 ) آيهء 1 : سوگند به قلم و آنچه مىنويسد .