ميرزا حسن حسينى فسايى

1384

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

چشمه‌هاى پر آب شيرين گواراست . ذكر درياچه فامور در ذيل درياچه‌هاى فارس بيايد و شكار اين بلوك مرغ دراج است كه گويا تخم آن را پاشيده‌اند ، در اوائل دولت سلاطين زنديه جناب مستطاب فريد دهر و وحيد عصر ، مجتهد الزمان حاجى سيد يوسف موسوى فامورى سرآمد فضلاى عصر خود از سال 1180 و اند تا آخر ايام زندگانى ، مدرس مدرسه منصوريه شيراز بود و صبيه مرضيه جناب مستطاب سلاله اطياب و نقاوه فضلاى ذوى الاحساب ، قدوهء اخيار و زبدهء ابرار ، ميرزا مجد الدين محمد ، متولى مدرسه مزبوره كه در مرتبه اول از اجداد نگارنده اين فارسنامه ناصرى است ، در عقد ازدواج خود داشت و او را سه نفر پسر بود ، همه دخترزادگان جناب ميرزا مجد الدين محمد : اول آنها : جناب مستطاب فريد زمان ، وحيد اوان ، جامع فضائل و باسط شمايل ، افضل ارباب حكمت و كلام ، افتخار فضلاى عظام ، حكيم الهى ، ميرزا مؤمن فامورى . سالها در مدرسه منصوريه شيراز به نشر علوم حكمت و كلام و فقه و حديث و تفسير اشتغال داشت و در سال 1225 در مكه معظمه به رحمت ايزدى پيوست . پسر دويم مرحوم حاجى سيد يوسف فامورى است : جناب مستطاب علام فهام ، ذى العز و الاحترام ، نادرهء اوان ، مجتهد الزمان ميرزا سيد حسن . در كربلاى معلى توطن نمود و دختر سعادت اختر جناب مستطاب ، استاد فقها و مجتهدين ، آقا سيد على طباطبائى صاحب كتاب رياض مشهور به شرح كبير را در عقد ازدواج خود درآورد و سالها به نشر علوم دينيه اشتغال داشت و او را دو نفر پسر است : اول آنها : جناب مستطاب ، فضايل اكتساب ، علام فهام ، ذى المجد و الاحترام ، مرجع - الانام ، فقيه اوان و مجتهد الزمان آقا ميرزا سيد صالح مجتهد كربلائى مشهور به عرب ، در حدود سال 1220 و اند در كربلاى معلى متولد گشته ، در كنف تربيت والد ماجدش تحصيل مراتب علميه نمود و در خدمت خال ماجد خود جناب مستطاب قدوسى انتساب ، علامه زمان و مجتهد دوران آقا سيد مهدى طباطبائى تكميل مراتب فقه و اصول فرموده ، به زيور اجتهاد زينت يافت و از سال 1266 در دار الخلافه طهران توطن فرموده به افاده علوم دينيه و مقاصد يقينيه اشتغال دارد . پسر سيم مرحوم حاجى سيد يوسف فامورى است : عالىجاه ، معلى جايگاه ، مقرب خاقان ميرزا باقر مستوفى . سالها به رياست دفترخانه مملكت فارس برقرار بود و ضابطى چندين بلوك كه يكى از آنها كازرون است فرمود و در سال 1229 مير شمس الدين نودانى كازرونى كه سمت رعيتى به ميرزا باقر داشت و فتنه‌جويان كازرونى او را از ميرزاى معزى اليه در وحشت انداخته بودند ، در صحراى فامور وقتى كه ميرزا باقر و دو سه نفر از خواص خود ، تفرج مىنمود و مير شمس الدين از نودان وارد گرديد و چون فرصتى بديد ميرزا باقر را به گلوله تفنگ كشته ، فرار نمود و بعد از مدتى كدخداى فامور ، مير شمس الدين را بكشت و بعد از چندى غلام سياه مير شمس الدين او را در مسجد نو شيراز بكشت و در همان روز غلام سياه را بكشتند و اين همه در مدت شش ماه اتفاق افتاد . و خلف الصدق مرحوم ميرزا باقر [ مستوفى ] فامورى ، ميرزا محسن فامورى ، مدتى در دفترخانه ديوانى ، در زمره مستوفيان فارس برقرار بود و در سال 1268 وفات يافت و سالها بلوك فامور در تحت ملكيت سلسله سادات فامورى باقى بود و نزديك به 30 سال است كه از