ميرزا حسن حسينى فسايى
915
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
بقعه مباركه حضرت امامزادهء لازم الاحترام ممجد سيد مير محمد بن امام موسى بن جعفر ( ع ) از قديم زمان ، در سلسله سادات دست غيب بوده و هست . و از اعيان اين سلسله است : مرحوم ميرزا ابو الحسن دست غيب ، « فردوسى » تخلص كه در جوانى در سال 1230 و اند در فردوس برين منزل گزيد و اين چند شعر از او ثبت گرديد : بود پيچيده طومار دل از غم * كه هر حرفيش باشد دفترى چند جفا كم كن به مرغان گرفتار * چه مىخواهى ز بىبال و پرى چند اى كه منعم ز ناله فرمائى * ناله فرماست عشق جانانم ميرزا ابو الحسن دستغيب : « تمنا » تخلص ، در زمان شاه سلطان حسين صفوى بود . اين بيت از اوست : حيات جاودان بخشد به عاشق چشم شهلايش * ز رفتن باز دارد عمر را مژگان گيرايش كبوترى به قفس بود و شب به ناله درآمد * دل اسير به ياد آمدم ببين چه كشيدم و از اجله علماى اين محله است : كاشف حقايق امور ، مصلح مصالح جمهور ، مخلص انام بالسنة اقلام ، مجتهد الزمان ذى الحسب الباهر حاجى شيخ محمد طاهر . اصل آن جناب از جزاير عراق است ، سالها در عتبات عاليات و نجف اشرف تحصيل علوم دينيه نمود [ و ] به مرتبه اجتهاد رسيد و از 25 سال بيشتر وارد شيراز گشته ، به نشر مصالح فقهيه و امامت مسجد هاشميه شيراز اشتغال دارد . ولادتش در نزديكى سال 1243 اتفاق افتاده است . و از اجله و اعيان ، معدودين در شماره علماى اين محله است : عالى جناب ، مقدس القاب ، فاضل انتساب حاجى شيخ حسين ناظم الشريعه مشهور ، پسر شيخ على احسائى يا قطيفى است . اگر القاب آن جناب را به آنچه سزاوار است نويسم ، به سبب ظلمى كه بر من نمود و شمهاى از آن را در صفحه اول و دويم از گفتار اول اين فارسنامه ناصرى نگاشتم ، ارباب مرض ، اهل غرضم گويند و اگر به اوصاف متشرعين و اهل علمش نگارم متحمل الكذب رأس كل خطيئة شوم . همين بس است كه او را تا به اين لقب خواندند ، مردمان بيدين به خط و مهرش اموال مسلمانان را به ستم و اشتلم ببردند ، همه را به گواهى اهل مملكتى نگاشتم كه لا يحب اللّه الجهر بالسوء من القول الا من ظلم . « 1 » و از اعيان اين محله است : جناب قدسى خطاب ، كمالات اكتساب ، مجمع آداب ، مقبول اولى الالباب : حاجى شيخ محمد على بحرينى : [ كه ] در سال 1247 در شيراز متولد شده است ، و الد ماجدش جناب حاجى شيخ حسن در خدمت فرمانروايان و وزراى فارس احترامى تمام داشت و والد ماجدش جناب شيخ بهاء الدين كه در مراتب علوم معقول و منقول سرآمد همگنان بود ، از جزيرهء بحرين به شيراز آمده و صاحب ضياع و عقار گشته ، متوطن گرديد .
--> ( 1 ) . در وقايع اتفاقيه ، ص 228 ، آمده است كه : ( فوت او در شب دوشنبه بيست و دويم شهر ذيحجه 1301 اتفاق افتاد و او را در آستانه امامزاده سيد علاء الدين حسين به امانت گذاشتند . )