ميرزا حسن حسينى فسايى
916
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
و از اعزه و اعيان اين محله است : دودمان قديمه سلسله جليله خلف بيگيه جد اعلاى آنها ، نواب خليفة الخلفا ، خلف بيگ طالش بيشتر و پيشتر از همه خدمتگزاران از سال 906 و ما بعدها ، در ركاب خاقان گيتى ستان شاه اسماعيل اول صفوى ، جانفشانيها نمود و به مراتب عاليه رسيده ، او را امير كبير ابو النصر خليفة الخلفا گفتند و نواب امير خلف بيگ ثانى ، نبيره امير غفران مسير ، خليفة الخلفا در دولت اعليحضرت شاه عباس اول صفوى طاب ثراه ، اعتبارى تمام يافت و از شدت اطمينان به راستى و درستكارى ، به منصب جليل سفرهچى كه در اين زمان خوان سالار و ناظر گويند سرافراز گرديد و در سال 1034 در وقت محاصره بغداد ، مردانگى نمود كه از قوه احدى نبود ، چنان كه در گفتار اول اين فارسنامه نگاشته شد « 1 » و بعد از وفات نواب امير خلف بيگ ثانى « 2 » قبيله و عشيره او را سلسله خلف بيگيه گويند و نواب امام ويردى بيگ نواده امير غفران مسير خلف بيگ ثانى در عهد سلطنت شهريار معدلت شعار ، شاه سليمان صفوى طاب ثراه ، به ايالت و فرمانروائى مملكت فارس سرافراز و برقرار گرديد [ و ] در سال 1092 مسجد جامع عتيق شيراز را تعميرى لايق نمود چنان كه در ذيل عنوان مسجد جامع عتيق شيراز بيايد و در سال 1094 در محله سنگ سياه شيراز ، چنان كه نگاشته شد ، مدرسهاى بنا نهاد و نامش را مدرسه اماميه گفتند . و از بزرگان سلسلهء خلف بيگيه است : قدوهء عظماى زمان ، اسوه ارباب ديوان ، ملاذ طوايف ، مظهر آثار عواطف ، ممهد قواعد رأى و تدبير ، به عقل كامل ، مشيد مبانى تقرير و تحرير ، به فضل شامل ، جناب فخامت نصاب مقرب الخاقان ميرزا سليمان خان ركن الملك « 3 » خلف بيگى شيرازى [ كه ] در سال 1254 در شيراز متولد شده ، در مبادى عمر ، علوم ادبيه و عربيه را به اندازهاى كه لايق بزرگ زادگان است بياموخت و در تحصيل خط نسخ تعليق و شكسته ، به اقصى غايت كوشيده ، به اندك زمانى محسود اقران گرديد و در سال 1277 از جانب امناى دولت جاويد عدت عليه ايران ، قونسل و كارگزار جزيره بحرين كه شرح حال آن در عنوان بلوكات بيايد ، گرديد و از عهدهء لوازم اين منصب ، به احسن وجوه برآمد و در سال 1281 سر به آستانه مبارك حضرت اسعد ارفع امجد و الا ، شاهنشاهزاده اعظم ، ظل السلطان ، سلطان مسعود ميرزا قاجار ، ادام اللّه بقاه ، فرمانفرماى مملكت فارس فرود آورده ، قرين مباهات آمد و به ملاحظه حسن تحرير و تقرير به منصب منشى باشى انشاء حكومت سرافراز گرديد و بعد از آنكه حكمرانى ممالك محروسهء اصفهان و يزد و عراق و كرمان شاهان و بروجرد و كردستان و عربستان و لرستان ، ضميمه فرمانفرمائى مملكت فارس گرديد ، حضرت اسعد و الا ، ادام اللّه شوكته ، جناب معزى اليه را مرجع امورات كليه فرموده و به جوهر ذاتى از عهده لوازم كارها برآمد ، پس به منصب جليل نايب الحكومه نواحى محروسه و توابع آنها ، سرافراز و برقرار گرديد و در اين سال 1304 چون امناى دولت جاويد عدت ، جناب معزى اليه را يكى از اركان ممالك محروسه شمردند او را به لقب جليل ركن الملكى سرافراز فرموده ، بر مناصب و اعتبار سابقهاش افزودند و آن جناب گاهى براى تفنن و طبع آزمائى شعرى گفته به مناسبت سمت خود « خلف » تخلص كند و اين
--> ( 1 ) . ر ك : وقايع سال 1034 در همين كتاب ، گفتار اول . ( 2 ) . مقصود امام وردى بيگ خلف بيگى است . ر ك : وقايع سال 1092 در همين كتاب ، گفتار اول . ( 3 ) . ر ك : وقايع اتفاقيه ، ص 353 .