ميرزا حسن حسينى فسايى
1347
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
سلطان محمد خان بهبهانى بود و بعد از وفاتش به خلف الصدق او ميرزا منصور خان بهبهانى منتقل گرديد و اكنون كلانتر آن ، خواجه احمد پسر خواجه طاهر رامهرمزى است . و قصبه اين بلوك را نيز « رام هرمز » گويند « 1 » ، عرض آن از خط استوا 31 درجه و 10 دقيقه ، طول آن از گرىنيچ رصدخانه انگلستان 49 درجه و 48 دقيقه ، انحراف قبله آن از نقطه جنوب به جانب مغرب [ ] درجه و [ ] دقيقه است . نزديك به 65 فرسخ از شيراز دور افتاده است و اين بلوك مشتمل است بر 38 ده آباد : امام سفيد : 3 فرسخ ميانه شمال و مغرب « رام هرمز » است . بابل : 2 فرسخ بيشتر جنوب « رام هرمز » است . باستين « 2 » : فرسخى جنوبى « رام هرمز » است . پلين « 3 » : فرسخى جنوب « رام هرمز » است . بوائى « 4 » : 4 فرسخ و نيم جنوبى « رام هرمز » است . جايزان كهنه « 5 » : 7 فرسخ ميانه جنوب و مشرق « رام هرمز » است . جايزان نو : 8 فرسخ ميانهء جنوب و مشرق « رام هرمز » است . چشمه زرين : 2 فرسخ مغربى « رام هرمز » است . جمعه « 6 » : 4 فرسخ ميانه جنوب و مشرق « رام هرمز » است . چم ليشان : 3 فرسخ شمال « رام هرمز » است . چم ملا : 8 فرسخ ميانه جنوب و مشرق « رام هرمز » است . چم هاشم : 2 فرسخ و نيم جنوبى « رام هرمز » است . جولكى « 7 » : 9 فرسخ و نيم جنوب و مشرق « رام هرمز » است . حمود : 8 فرسخ و نيم جنوب « رام هرمز » است . درهء بيد : 7 فرسخ ميانه جنوب و مغرب « رام هرمز » است . دو كوهك : 2 فرسخ ميانه جنوب و مشرق « رام هرمز » است . ده اوريا : نيم فرسخ مشرقى « رام هرمز » است . مشهور است كه قبر حضرت اوريا « 8 » ( ع ) در اين قريه است ، در كتابهاى تفسير قرآن و تواريخ ، قصه حضرت اوريا ( ع ) و حضرت داود مسطور است و نگارنده اين فارسنامه ناصرى در ماه جوزاى سال 1293 به مصاحبت نواب و الا
--> ( 1 ) . اين بلوك سالهاست كه از فارس منتزع شده و اينك جزو استان ششم ، ( خوزستان ) است . ( 2 ) . ( باستى ) از دهستان رستم آباد . كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 212 . ( 3 ) . ( پليم ) از دهستان پليم . كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 210 . ( 4 ) . ( بونى ) از دهستان شهريارى ، كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 212 . ( 5 ) . از دهستان حايزان ، كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 210 . ( 6 ) . چنين نامى در زمره دهات رامهرمز كنونى نيست . كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 210 و 213 . ( 7 ) . ( جولكى عليا و جولكى سفلى ) . كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 213 . ( 8 ) . در قاموس كتاب مقدس ، ص 135 ، معنى اين كلمه ( شعله خدا ) دانسته شده است . در برهان آمده است كه ( اوريا ) بر وزن بوريا نام شخصى است كه داود عليه السلام او را به جنگ فرستاد و او در جنگ كشته شد و داود زن او را خواست ، سليمان از آن زن بهم رسيد ، و بعضى گويند جد مادرى سليمان است و جمعى گويند برادر داود است . مرحوم معين نيز در حاشيه افزودهاند : ( عور يا uriah ( : شعله خدا ) ، ( برهان ) .