ميرزا حسن حسينى فسايى

904

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

به كت « 1 » سعدى است ، اندازه نيم فرسخ از مشرق شيراز ، در دامنه كوه قلعه فهندز « 2 » آمده ، باغ دلگشا را آب داده ، صحراى جبل زايجان را شرب كند و آن قنات را با آنكه مسافتى دارد چنان محكم نموده‌اند كه محتاج به تعمير نگردد و آب اين قنات در اواخر پائيز و تمام زمستان ، چنان گرم است كه بعد از مسافتى در صحراى جبل زايجان از آن آب ، بخار بلند گردد و در تابستان خنك و آب جارى در شهر شيراز از قنات خيرات قديم و جديد « 3 » است و اين هردو قنات از جانب شمال شيراز ، فرسخى بيشتر آيد و قنات خيرات قديم شيراز را ميرزا « 4 » معين الدين محمد - شيرازى ، وزير مملكت فارس در سال 1058 احداث نموده « 5 » ، وقف بر محلات شيراز فرمود و خيرات جديد نام اصلى آن ، قنات ليمك است كه سالها خراب و منطمس بود و در سال 1293 جناب ميرزا على محمد خان قوام الملك شيرازى ، آن را تعمير نمود و نيمه آن را وقف بر محلات شيراز فرمود و تاكنون اين دو خيرات جاريه از آن دو خيرمند باقى است و در وقت زمستان و بهار آبهاى باران و برف كوهستان شمالى و مغربى نزديك شيراز ، دو رودخانه سيلاب شده از دو جانب شيراز گذشته به درياچه نمك مهارلو ، ريزد يكى نزديك به صد و پنجاه ذرع شاه و ديگرى فرسخى از شيراز دور است و در غير اين دو وقت ، اين دو رودخانه خشك رود شوند « 6 » . و صحراى شيراز در تمام سال سبز و خرم است و بقولات و علف و چارپايان ، همه وقت فراوان بود . در كتاب تاريخ وصاف رقم فرموده است كه : در عهد اتابك سعيد ، سعد بن زنگى در اعمال اين ملك ، سدس و عشر و مساحت حزر « 7 » با املاك ملاك معهود نبود و قلم مطالبه را مقطوع داشتندى و قدم در مزارع ملاك نگذاشتندى و منافع ، مخصوص صاحبان املاك بودى ، بعد از آن ، اتابك ابو بكر پسر اتابك سعد با خواص دولت و امناى مملكت مشاورت كردند كه توقعات خوانين و خواتين مغول زياده از آن است كه در حوصله محصولات اين ملك ، بگنجد و مواجب لشكرى و لوازم سلطنت كه امرى است ضرورى ، علاوه بر آن مصارف شود ، پس رأى مصلحت بين شما چه انديشد ، پس عماد الدين ميراثى « 8 » كه دين را به چنين

--> ( 1 ) . در متن : ( مكت ) ولى اين كلمه بايد ( كت ) باشد . ر ك : آثار العجم ، ص 425 - تنگ سعدى . در لغت‌نامه دهخدا لغت ( كت ) به معنى كاريز است چه ( چاهجو و كاريز كن را ) ( كتكن ) مىگويند ، ( برهان ) و در جهانگيرى آمده است كه ( كت ) كاريز آب را گويند و كت كن كاريز كن را خوانند بنابراين ( كت سعدى ) قنات يا كاريز سعديه خواهد بود - اصطلاح ( كت سعدى ) در مورد ( قنات قلات بندر ) در نزهة القلوب هم به كار رفته است . ص 115 . ( 2 ) . ر ك : حواشى مفصل و مستدل مرحوم علامه قزوينى در ص 275 ، شدالازار در مورد كلمه پهندر و فهندز . ( 3 ) . ر ك : آثار العجم ، ص 523 : مرحوم فرصت مىنويسد : ( قناتى ديگر هست كه آن را خيرات بزرگ نامند و آن نيز على حده از مذكورات است و منبع آن تنگ قره پيرى است و وقف عام است ) . ( 4 ) . در متن : ( اميرزا ) . ( 5 ) . ر ك : وزراء فارس در همين گفتار دوم فارسنامه : او كسى است كه در سال 1055 ( بند رودخانه را مجرد را بست ) . ( 6 ) . ر ك : آثار العجم ، ص 426 ، نزهة القلوب ، ص 115 . ( 7 ) . در متن : ( خرص ) اما اين كلمه عربى است و به معنى ( برآورد و تخمين زدن مقدار محصول زراعت . اين ارزيابى براى گرفتن ماليات انجام مىپذيرفت ، همچنين حقى كه حين تعيين مرز اراضى و برآورد مقدماتى محصول به سود مساح گرفته مىشد ) . ر ك : فرهنگ اصطلاحات ديوانى دوران مغول ، ص 125 ، تلفظ اين كلمه ( hazr ) مىباشد و ر ك : تحرير تاريخ وصاف ، ص 95 و 379 . ( 8 ) . ر ك : تحرير تاريخ وصاف ، ص 95 .