ميرزا حسن حسينى فسايى

1238

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

و اما بلوكات فارس بر اين نهج است : ببايد دانست كه در مملكت فارس هر ناحيتى را كه داراى چندين قريه و مزارع باشد ، آن را بلوك بر وزن سلوك گويند و اين مملكت بر طبق نقشه فارس به اختراع نگارندهء اين فارسنامه بر شصت و سه بلوك قسمت گشته و هر يكى را نامى مخصوص گذاشته ، حاكم و كلانترى را براى آن معين نموده ، هريك را با ديگرى مداخلتى نبوده است و اكنون رشتهء آن نظم گسيخته و هفت بلوك از فارس موضوع گشته ، مانند بلوك ابرقوه و بحرين و بشاگرد و بختيارى جانكى و رامهرمز و فلاحى و بلوك هرات و مروست و شايد دو بلوك سه بلوك را به يك نفر حاكم يا يك نفر كلانتر دهند و اسامى بلوكات را به ترتيب حروف نوشتم : [ 1 ] - بلوك آباده اقليد « 1 » اقليد در لغت عرب به معنى كليد است كه آن را مفتاح گويند ، يعنى آن بلوك كليد گشودن مملكت فارس است ، هر كه آن را فتح نمود گويا فارس را فتح نموده است ، اين بلوك در جانب شمالى شيراز ، محدود است از جانب مشرق به بلوك ابرقوه و از جانب شمال به توابع اصفهان و از جانب مغرب به بلوك سرحد چهاردانگه و سرحد شش ناحيه و از جانب جنوب به بلوك قونقرى ، هواى اين بلوك مايل به سردى است ، آبش از قنوات ، شكار دشتى آن آهو و گورخر و خرگوش [ و ] كبوتر و در تابستان مرغ هوبره و چاخرق « 2 » و شكار كوهى آن بز و پازن و قوچ

--> ( 1 ) . ( اقليد به كسر اول و سكون ثانى ، اسم شهرى است در فارس از كوره استخر كه داراى ولايت و مزارعى است ) معجم البلدان . ( اقليد شهر كوچك است و حصارى دارد و هوايش معتدل است و آب روان دارد و در او از همه‌نوعى ميوه هست و غله بوم . ) نزهة القلوب ، ص 122 ، چاپ لسترانج . ( اقليد شهركى كوچك است و حصارى دارد و جامع و منبر دارد و هواى آن در سردسير معتدل است و درست و آب آن خوش است و روان و ميوه باشد از هر نوعى و غله بوم است و از آنجا جنسى ديگر نخيزد و آبادان است ) . فارسنامه ، ابن بلخى ، ص 124 ، چاپ نيكلسن و لسترانج . و ر ك : فرهنگ جغرافيائى ، ج 7 . ( 2 ) . چاخروق يا چاخروق : قسمى از پرندگان ( دهخدا ) .