ميرزا حسن حسينى فسايى

1191

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

غار برفت و چون از آن بزرگوار پرسيد نام تو چيست ؟ فرمود : على ، پس پرسيد پسر كى ؟ فرمود : حمزه ، پس پرسيد پسر كى ؟ فرمود : موسى و چون خالى بر پيشانى مباركش بديد ، گمان او بيفزود و با شمشير سر آن بزرگوار را جدا نمود پس آن شهيد مظلوم سر خود را برگرفته به جانب شيراز شتافت تا به اين موضع رسيده ، بيفتاد و در همين جا مدفون گرديد و چون نوبت بقعه حضرت شاه مير حمزه ( ع ) فرمانروائى و دارائى مملكت فارس به امير عضد الدوله ديلمى رسيد ، بقعهء وسيع و گنبد رفيعى بر آن قبر مبارك بساخت و اين عمارت ناتمام كه اكنون بر قبر آن بزرگوار است از بناهاى غفران مآب حسين على ميرزا فرمانفرماست كه بعد از زلزلهء سال 1239 از دفينه‌اى كه در قريه كت گنبد سروستان يافتند به خرج آن بنا فرمود و غارى كه آن بزرگوار در وقت ورود به جلگاء شيراز منزل نمود ، بعد از چندين سال با كوهه در آن منزوى گشته ، آن را عبادت‌خانهء خود نمود [ و ] به نام او شهرت يافته ، او را غار بابا كوهى گويند . « 1 »

--> ( 1 ) . ر ك : مزارات ، ص 131 ، شد الازار ، ص 380 و 551 ، هزار مزار ، تصحيح دكتر نورانى وصال ، ص 394 .