ميرزا حسن حسينى فسايى

1028

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

اول آنهاست خلاصة الاشباه محمد قاسم خان بيضائى . آنچه را لايق بزرگزادگان است آموخته و رموز مردم دارى را دانسته ، در حفظ مراتب خود كوشيده ، در اوايل حال به ضابطى بلوك بيضا كه موروثى اين سلسله است بپرداخت و در سال 1292 به حكمرانى محال كازرون سرافراز گرديد و بعد از سه سال اهالى كازرون چنان كه سنت سنيه آنهاست شكايت محمد قاسم خان را به حكومت فارس نموده ، معزولش داشتند و او را دو نفر پسر است : نجابت اكتناهان محمد باقر خان و هادى خان در تحصيل كمالات لايقه ساعى و جاهدند . پسر دويم حاجى فتح اللّه خان است : قدوه زمان و اسوه عباد حاجى ميرزا عباس خان بيضائى . مدتى در فوج سرباز شيرازى به منصب سلطانى برقرار بود و بعد از دو سه سال از اين منصب اعراض نموده ، آنچه را مالك بود به رد مظالم به ارباب استحقاق رسانيد و شغل خود را تلاوت قرآن و عبادت ملك سبحان مقرر داشته ، به قناعت گذرانى نمايد . پسر سيم حاجى فتح اللّه خان است : زبدهء اماثل و اقران محمد حسين خان بيضائى . در اوائل حال به نيابت از جانب محمد قاسم خان ، برادر بزرگ خود متكفل امور ديوانى بلوك بيضا بود و چند سال است ضابط بالاستقلال گرديده است . پسر چهارم حاجى ميرزا ابراهيم كلانتر است : عمدة الاعيان ميرزا عبد اللّه خان بيضائى . مادام زندگانى ، تقاضاى منصب ديوانى ننمود ، معيشت خود را از املاك موروثه مىنمود و در سال 1296 در دار الخلافه طهران وفات يافت و او را پنج نفر پسر است : ميرزا هدايت اللّه خان و حسين على خان و حبيب اللّه خان و نعمت اللّه خان و ميرزا جعفر خان همه در عنفوان جوانى ، در انتظار فرج و گشايش آسمانى زندگانى دارند . پسر پنجم حاجى ميرزا ابراهيم كلانتر است : عمدة الاعيان ميرزا ابو تراب خان بيضائى . بيشتر اوقات خود را به آسايش گذرانيده ، از املاك موروثه خود معيشتى مىنمود و گاهى كه طبعش از سوء سلوك برادرزادگان خود منزجر مىگشت ، ضابطى بيضا را از دست آنها انتزاع مىفرمود و چندى مباشر امر ضابطى گشته ، باز به آنها وا مىگذاشت و در سال 1299 وفات يافت و از او دو نفر پسر باز بماند كه هريك گلى از گلستان نجابت و نهالى از بوستان اصالت‌اند : ميرزا - على خان و ميرزا مرتضى خان در تلگرافخانه دولتى به منصب ياورى سرافراز و برقرارند . و از منتسبين سلسله خوانين بيضاست : سلالهء اطياب و نقاوه انجاب ميرزا عبد الكريم و ميرزا كرمعلى خلفان صدق ، قطب فلك هدايت ، مركز دايرهء سعادت ، اعلم علماء ايام ، مرجع خواص و عوام ، مجمع فيوض سبحانى ، مرشد و مقتداى صمدانى آقا ملا احمد ارسنجانى و آن جناب بعد از وصول به مرتبه اجتهاد ، پشت پائى بر عوالم قيود زده ، علايق را بينداخت و سر به صحرا گذاشت ، از هر جانب تا آخر بلاد مسلمانان برفت ، از هر خرمنى خوشه‌اى و از هر سفره‌اى توشه‌اى برگرفت و بعد از چندين سال عود نموده ، گاهى در قصبه ارسنجان و گاهى در شيراز توقف نمود [ و ] به ارشاد و هدايت بندگان خدا مىپرداخت و دخترزادهء مرحوم حاجى ميرزا - ابراهيم كلانتر را در ازدواج خود درآورده ، در اين محله سرباغ توقف داشت و در سال 1276 به رحمت ايزدى پيوست . و از اعيان اين محله سلسله تجار حاجى عبد الحسينى است . اصل آنها از تجار قديم شيراز ست و عمدة الاعيان و نخبة الاقران حاجى محسن تاجر شيرازى پسر حاجى عبد الحسين تاجر ، از