ميرزا حسن حسينى فسايى

1023

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

نمونهء خط و نقاشى روحانى چشم خونخوار تو خون همه مسكينان ريخت * ترك مخمور نديديم بدين سفاكى دولت وصل تو و رحمت مسكين هيهات * مرد خاكى چه كند با ملك افلاكى « 1 » و از اعيان اين محله سرباغ است : سلسله سادات حمزويه : سلاله طاهره ، امامزاده واجب - التعظيم ، حضرت مير على بن حمزة ابن امام هفتم ، حضرت موسى الكاظم ( ع ) « 2 » و از قديم سادات حمزوى ، متولى املاك موقوفه و بقعه مباركه جد خود بوده ، بعضى به منصب استيفاء ديوانى رسيده‌اند و جماعتى از آن سلسله در شيراز باقى هستند كه جد آنها مير فتح اللّه حمزوى شيرازى است و خلف الصدقش مير محمد محسن حمزوى است . و آنچه از نوشتهء وقفنامه قديم معين شد مير محمد محسن حمزوى در سال 1087 ملكى وقف نموده است و مير محمد مؤمن حمزوى و مير - علاء الدين حمزوى ابناء مير محمد جعفر حمزوىاند و مير محمد جعفر يا پسر مير محمد محسن است يا نبيره او و ميرزا جعفر حمزوى و ميرزا محمد على حمزوى و ميرزا على نقى حمزوى نباير مير محمد جعفر حمزوىاند و خلف الصدق ميرزا جعفر حمزوى است . ميرزا مؤمن حمزوى و خلف الصدق ميرزا مؤمن :

--> ( 1 ) . در گلشن وصال آمده است كه : سال تولد او 1270 است و يكسال و نيم از عمرش گذشته بود كه يتيم شد و وقار او را پرورد و در دانشهاى مختلف استاد شد و در پزشكى و ادب و رياضى سرآمد گشت و در وباى سال 1321 با فداكارى فراوان به معالجه بيماران پرداخت و چون در سال 1344 خبر مرگ برادرش اورنگ را شنيد به فاصله 24 ساعت به او پيوست از فرزندان اويند مصطفى ، متخلص به بهجت و يوسف وصال . ( ص 493 ) آرامگاه او در بقعه شيخ ابو الوفاست و شوريده ماده تاريخش را چنين ساخته است : سال فوتش از مطلع باز گفت شوريده * ( بهجتى به رحمت بين با وصال يزدانى ) : ( 1344 ) ( 2 ) . ر ك : شد الازار ، ص 366 و 367 .