ميرزا حسن حسينى فسايى
997
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
شد به ترازو شبى چو يوسف و اين رال * در هوسش در كف از مجره كلاف است بيهده از بهر مثل او كه محال است * هفت پدر را به چار مام زفاف است و از جناب وصال شش نفر پسر باز بماند : نخستين آنها كه مهتر و بهتر اخوان بود نام شريفش ميرزا احمد « 1 » كه وقار تخلص فرمودى ، تمثال وقار شيرازى علاوه بر كمالات موروثى كه بر همه كس واضح و همهجا مشهور است در علم و فضل گوى سبقت را از همگنان ربوده ، در جميع فنون ، يك فن و در تمام علوم آزموده و ممتحن ، خاصه در علوم ادبيه و اقسام حكمت . علاوه بر ديوان غزل و قصائد ، چندين دفتر به طريق منشآت « 2 » و مثنويات فرموده « 3 » كه هريك از آنها با كتب مشهوره در آن فن ، لاف همسرى و دعوى برترى دارد . از نتائج طبع گهرزاى آن جناب ، آنچه تاكنون به جلوهء ظهور و معرض شهود آمده ، اين است : قصائد قريب
--> ( 1 ) . در گلشن وصال ، ص 128 ، آمده است : ( پدر قنداقه او را خدمت ميرزا ابو القاسم سكوت برد كه نام مولود را بگذارد ) فرمود : احمد ، محمود ، محمد ، ابو القاسم ، و بدين اشارت او را احمد ناميد و پسران بعد از احمد به همان ترتيب موسوم شدند . ( 2 ) . در متن : ( منشاد است ) . ( 3 ) . براى اطلاع بيشتر رجوع شود به پارسى نغز ، على اصغر حكمت ، ص 225 تا 235 - تهران ، و گلشن وصال ، ص 127 .