ميرزا حسن حسينى فسايى

996

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

گر صلوات آرى ، آورم به تو نامش * اين خلف بىخلاف عبد مناف است قاعدهء مردمى ، محمد مرسل * كش ز خداوند عصمت است و عفاف است آن نبى السيف كز كمال جهادش * تا به ابد تيغ انبيا به غلاف است اطلس گردون كجا و جامهء قدش « 1 » * هيچ كفاف ار كند براى سجاف است شعر فصيحان ز وحى زير گليمش * سر به سر افسانه‌هاى زير لحاف است تا به عزيزى رسد به خواب زمانه * هفت فلك در شمار سبع عجاف است 1 . در مركز تمثال وصال است 2 . طرف راست وصال حاج ميرزا جان برادر اوست 3 . طرف چپ وصال وقار مىباشد 4 . پهلوى برادر وصال حكيم است 5 . پهلوى وقار داورى 6 . پهلوى حكيم فرهنگ 7 . پهلوى داورى توحيد 8 . پهلوى فرهنگ يزدانى 9 . پيرمردى كه در گوشه مجلس پهلوى وقار حاج نور محمد خالوى فرزندان وصال است .

--> ( 1 ) . در ديوان : ( جامه قدرش ) .