ميرزا حسن حسينى فسايى

995

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

نهج عمرى را به آسايش گذرانيد و چون سن شريفش به شصت و چهار رسيد ، آبى در چشمش پديد گشت كه يك سال نابينا بماند و در آن حال صابر و شاكر بود ، پس از يك سال مرد كحالى از كرمانشاهان بيامد و چشمش را ميل زده ، معالجه نمود ، شهرى را خرم و شادان نمود و از غايت شوق به خواندن و نوشتن ، هنوز ماده فساد دفع نگشته ، چشم را به كار خواندن و نوشتن واگذاشت ، پس از چند روزى ديگر ، باز مرض عود نمود و اين نوبت اميد علاج نبود و در ماه رجب سال 1262 ، طاير روحش از آخشيجان رسته ، به شيدستان پيوست و در بقعه مباركه حضرت سيد مير احمد مشهور به شاه چراغ ( ع ) در جوار مزار پير بزرگوار جناب ميرزا ابو القاسم سكوت مدفون گرديد سقى اللّه ثراه و جعل فى الجنة مثواه . از اشعار آبدار حضرت وصال نزديك به سى هزار بيت « 1 » به يادگار بمانده است مشتمل بر قصائد و غزليات و مراثى و ترجيعات و مثنويات و ديوان غزل آن جناب بر سه گونه است : آنچه در جواب غزليات خواجه حافظ فرموده ، دفترى جداگانه است و آنچه بر طرز شيخ سعدى گفته ، دفترى عليحده است و آنچه متفرق گفته شده ، دفترى ديگر است « 2 » و مراثى نزديك به 2000 بيت است در رثاء حضرت ابى عبد اللّه سيد الشهدا عليه السلام فرموده ، اكنون در تمامى ممالك اسلام مشهور و معروف است و كتاب فرهاد و شيرين « 3 » مولانا وحشى را انجام داده ، به اتمام رسانيد و بزم وصال به طرز شاهنامه حكيم فردوسى ( عليه الرحمه ) فرموده است و از جمله مثنويات ، كتابى است مسمى به سفينه بنيان . آن كتاب بر اين نهج است كه چهل حديث از احاديث قدسيه را انتخاب فرموده ، حديثى را عنوان نموده ، معنى آن حديث و تحقيق آن مطلب و داستانى مناسب آن مقام فرموده ، باز حديثى ديگر را آغاز نمايد و آن كتاب ناتمام بماند و اين چند شعر از حضرت وصال ، براى زيور فارسنامه ناصرى نگاشته گرديد و اگرنه اشعار و ديوانش مشهورتر از آن است كه گفته شود : در نعت خواجه كائنات فرموده است : « 4 » ماه فلك را كلف مگوى كه لاف است * كاين « 5 » اثر آن بنان ماه شكاف است كاهكشان پهلوى دريدهء چرخ است * ايكه ترا خرق و التيام گزاف است ختر گردون كه شد ز ريگ روان بيش * شاهد تسبيح سنگ ريزه كفاف است ديدهء شبكور نفس اگر ز چه طبع * شبرو افلاك را نديده ، معاف است مه چو شكافد كسى ، فلك بشكافد * اين سخنان حكيم بيهده باف است طوف سموات كرد يك شب و عمرى است * هفت سموات گرد او به طواف است ره نزند عرض صافنات جيادش * كش به همه حال با خدا دل صاف است ز آنكه كسى با خدا شريك نسازد * گر به صلوة است يا به صف مصاف است

--> ( 1 ) . ( كه دو هزار بيت آن در مرثيه آل عبا عليه السلام است ) . گلشن وصال ، ص 25 . ( 2 ) . گلشن وصال ، ص 26 . ( 3 ) . نمونه‌اى از قصائد ، غزليات ، مراثى و آثار ديگر وصال را در صفحات 42 تا 109 گلشن وصال ، از مرحوم روحانى وصال بخوانيد . ( 4 ) . ر ك : كليات وصال شيرازى ، ص 87 ، به اهتمام محمد عباسى ، فخر رازى ، طهران . ( 5 ) . در متن : ( اين ) .