ميرزا حسن حسينى فسايى
876
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
و پرستوى سياه و ابابيل سياه در نزديكى ماه حمل از درياى فارس آمده در تمامى اين مملكت پراكنده گشته ، تخم و جوجه گذارند و در ماه عقرب از دريا گذشته يكى باقى نماند و در فارس قسمى از پرستو و ابابيل است كه پر و بال آنها خاكسترى مايل به سياهى است و در تابستان در كوهستان سردسير و زمستان در گرمسيرات و سواحل دريا باشند و باز و باشه در ماه ميزان از جانب شمال به فارس آمده در كوهستان بلند تا ماه عقرب توقف كرده ، از درياى فارس گذشته به جانب جنوب روند و در ماه حمل از دريا بازگشته ، ماهى توقف كرده ، عود به جانب شمال كنند و كلاغ ابلق و زاغى كه دمى بلندتر از اندازه دارد و سر و گردن و دمش در نهايت سياهى است و سينه و پشت آن سفيد روشن است و به آموزگارى آموخته گردد و اين دو قسم كلاغ از سرما و هواى معتدل به جانب گرمسيرات نروند و مرغ دراج در گرمسيرى است كه رودخانه آب شيرين و نيزار و مرغزار داشته باشد و از موغستان عباسى تا بندر كنگان از سواحل درياى فارس و از جانب خشكى از بلوك بشاگرد و رودان احمدى و جهانگيريه و ناحيه بيخه احشام از نواحى لارستان و بلوك علامرودشت و اسير و گلهدار تا قريه جم كه درازاى اين نواحى از صد فرسخ بگذرد و پهناى آن نزديك به بيست فرسخ رسد ، در تمام صحرا و دامنهء كوه آنها مرغى است كه آن را كبكنجير گويند و در نواحى ديگر فارس از گرمسيرات و سردسيرات اين مرغ يافت نگشته است و نر آن در جثه و رنگ مانند ماده دراج است ليكن خالهاى پر و بال اين ، مايل به سفيدى است و اطوار اين مرغ از تخم و جوجه و روش و پرش و دانه و آب خوردن و با هم گله شدن مانند كبك باشد و گوشت آن از گوشت كبك و تيهو چربتر و از گوشت دراج خشكتر است و اين مرغ را « جيرفتى » نيز گويند براى آنكه در نواحى جيرفت كرمان كه از گرمسيرات است فراوان باشد و در سال 1294 نواب اشرف و الا احتشام الدوله ، سلطان اويس ميرزا دام اقباله 57 مرغ كبكنجير از نواحى گلهدار گرفته ، به صحراى بهباهان كه هوايش مانند گلهدار و رودخانه آب شيرين و مرغزارش بيشتر است آورده ، رها فرمود و بعد از سالى اثرى از آن مرغان ديده نگشت . كبك درى ، جثه آن به اندازهء قاز و مرغ خانگى بزرگى است و مخصوص باشد به كوه دنا كه بلندتر از همه كوههاى فارس است و گاهى پراكنده شده ، در زمستانهاى پر برف تا كوهستان بلوك بيضا و كام فيروز بيايند ليكن تخم و جوجه نگذاشته عود به كوه دنا كنند و از غرائب شكارها ، كبك كوهستان صالحان از ناحيه بويراحمد كوه گيلويه است كه ذكر آن در عنوان « صالحان » « 1 » در اين فارسنامه ناصرى بيايد و شكار كيسهبند بوشهر است كه در عنوان « ريشهر » « 2 » بيايد . و گورخر در دشت نيريز و هرات فارس و مروست و آباده و ابرقوه بسيار باشد و گور در فارسى دشت هموار را گويند . و چون در اين فارسنامه ناصرى ذكرى از عرض و طول و سمت قبلهء مسلمانان بلاد فارس و رسم نقشه و مسافت و فرسخ و ميل و ذرع مىشود ، لازم آمد كه بيان بعضى از مقدمات آنها كرده ، چنين گويم : كه به هرچه اشارت توان نمود ، اگر در هيچ جانب قبول قسمت نكند
--> ( 1 ) . ز توابع تل خسروى كوه گيلويه . ( 2 ) . از مضافات بوشهر در دشتستان .