ميرزا حسن حسينى فسايى

850

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

شاطر پياده را مأمور مىفرمود و خدمتانه او را به ملاحظه دورى راه و نزديكى ، كم و زياد مىنمودند مثلا خدمتانه شاطر از يك تومان بود تا ده تومان و خدمتانه محصلين حكام سابق از پنجاه تومان بود تا هزار تومان به غير از شام و ناهار و جيره و عليق و رشوه و پيشكش ، در حقيقت اين‌گونه مخارج از كيسهء دولت اعليحضرت شاهنشاهى مىرفت و بعد از اجراى اين احكام فتح قلعه تبر را كه سالها در دست فضل على بيگ بهارلو « 1 » بود و جماعتى از مردمان دزد راه‌زن را جاى داده ، هر روزه اموال قوافل را از راههاى دور و نزديك به غارت برده ، در قلعه تبر به استراحت مىنشستند و مدت ده پانزده سال بيشتر به اين منوال مىگذشت و چون فرمانفرمايان فارس ، فتح اين قلعه را از قوه خود نمىديدند اين عمل شنيع را كان لم يكن مىپنداشتند و حضرت و الا ، حاجى معتمد الدوله ، فتح اين قلعه را كه امرى صعب بود ، وجهه همت فرموده ، قوام الملك را مأمور به اين خدمت نمودند و آنچه لازمهء تقويت بود ، از مال و رجال ، اغماض نفرموده و در ماه رمضان اين سال او را روانه داشتند و چون اوايل دههء سيم ماه ذىقعده اين سال ، اول سال سى سال ، از زمان سلطنت اعليحضرت شاهنشاهى بود به فرمايش حضرت و الا حاجى معتمد الدوله ، بازارهاى شيراز را زينت داده ، سه شب چراغها و مشعلها ، افروختند و چون قوام الملك با تهيه و اسباب‌گيرى در دامنه قلعه تبر اردو برپا نمود و ملاحظه استحكام قلعه را كرد كه كوهى خداآفرين در ميانه بلوك جهرم و داراب و جويم و فسا افتاده و سه مرتبه دارد كه هر يكى كوچكتر از ديگرى بر فراز يكديگر خلقت گشته ، از فتح آن نااميد شده ، مراتب را به عرض حضرت و الا رسانيد و در جواب فرمايشات سخت شنيد كه مختصر آن : بايد قوام الملك يا اين قلعه را بگشايد يا در دامنه اين قلعه كشته شود يا سر خود را به دست مير غضب دهد و چون قوام الملك از رخصت خود مأيوس گرديد ، متوكلا على اللّه رحل اقامت را در دامنه قلعه انداخته ، در انتظار فرج آسمانى نشست و از بخت ارجمند اعليحضرت ظل اللهى ادام اللّه عمره و دولته و همت بلند حضرت و الا معتمد الدوله و كوشش قوام الملك در روز چهارم ماه محرم سال 1294 « 2 » قلعه تبر گشوده و فضل على بيگ قلعه‌دار و اتباعش نزول به دار بوار نمودند و شرح اين فتح نامدار در ذيل عنوان قلعه تبر در جلد دويم اين فارسنامه ناصرى در عنوان قلعه‌هاى خداآفرين فارس ، انشاء اللّه تعالى مفصلا نگاشته گردد . و در اين سنه [ 1294 ] : تمام اهالى مملكت فارس از حسن كفايت حضرت و الا حاجى معتمد الدوله دام اقباله العالى در مهد آسايش غنودند جز شيخ مذكور خان كنگانى و محمد حسن خان برازجانى و محمد طاهر خان گله‌دارى كه به ملاحظات جاهلانه ، سر در اطاعت نياورده ، خرابى خود را به وقت ديگر انداختند . و عيد سعيد سنه اودئيل خيريت دليل در روز سه‌شنبه چهارم ربيع اول « 3 » بعد از نه ساعت و سى و هفت دقيقه و شش ثانيه از روز گذشته واقع گرديد و اعليحضرت كيوان بسطت شهريارى جشن ملوكانه نوروزى را برپا فرمودند و حضرت اشرف و الا ، حاجى معتمد الدوله فرزند ارجمند

--> ( 1 ) . ر ك : فارسنامه ناصرى ، گفتار دوم ، قلعه تبر . ( 2 ) . برابر با 19 ژانويه 1877 . ( 3 ) . برابر با 19 يا 21 مارس 1877 .