ميرزا حسن حسينى فسايى
851
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
خود نواب و الا احتشام الدوله را از بهبهان براى تدمير شيخ مذكور خان كنگانى و محمد طاهر خان گلهدارى و محمد حسن خان برازجانى مأمور فرمود و نواب و الا ، احتشام الدوله در ماه محرم اين سال از بهبهان از طريق بلوك ليراوى و دشتستان وارد بندر بوشهر شدند و براى معالجه وجع نقرسى كه داشتند اين مؤلف را از شيراز خواستند و روز نوزدهم ماه صفر اين سال وارد بوشهر گشتم و نواب معظم اليه بعد از معالجه وجع نقرس ، محمد حسن خان برازجانى و حيدر خان پسر او را از برازجان به بوشهر خواسته ، هر دو را مأخوذ فرموده نگاه داشتند . و روز غره ماه ربيع اول اين سال [ 1294 ] « 1 » : نواب معزى اليه ، از بوشهر به عزم بندر كنگان حركت فرمود چون به ناحيهء تنگستان كه چهار فرسخى بوشهر است ، رسيدند موقع حصاد « 2 » جو بود پس از تنگستان گذشته از طريق خرموج و كاكى و آبدان و بردستان نواحى دشتى ، روز هفتم ماه ربيع دويم « 3 » اين سال وارد بندر كنگان شدند و بعد از هشت روز توقف شيخ - مذكور خان كنگانى و محمد طاهر خان گلهدارى را مأخوذ داشته در غل و زنجير انداختند و روز هفدهم « 4 » اين ماه از بندر كنگان به عزم شيراز حركت فرموده ، وارد بندر ديردشتى شدند و حكومت ناحيهء گلهدار و بندر كنگان و بندر طاهرى و بندر نخل تقى « 5 » و مضافات بندر عسلويه و ناحيهء گاوبندى را به مقرب الخاقان محمد حسن خان ما فى برادر مقرب الخاقان حسين قلى خان سعد الملك واگذار نمودند و بعد از نظم نواحى دشتستان و دشتى و گلهدار و بنادر ، از طريق قريهريز « 6 » و دزگاه « 7 » و دهرم « 8 » و فيروزآباد و كوار ، روز دهم ماه جمادى اول اين سال [ 1294 ] « 9 » : با نيل مقصود وارد شيراز شدند و در تمام آن ايام مؤلف اين فارسنامه را به مصاحبت با خود داشتند و بعد از ورود جماعت مغلولين را به حضور حضرت اشرف و الا حاجى معتمد الدوله رسانيدند ، حيدر خان برازجانى و محمد طاهر خان گلهدارى را كه مستحق قتل دانستند به سياست رسيدند و شيخ مذكور خان و محمد حسن خان برازجانى را در زندان كريم خانى محبوس داشتند . و هم در اين سال [ 1294 ] : ميرزا على محمد خان قوام الملك ، براى نظم نواحى لارستان مأمور گشته ، بعد از ورود نظمى لايق در نواحى شيب كوه لارستان داده ، عود به شيراز نمود . و در ماه شعبان اين سال [ 1294 ] : نواب و الا احتشام الدوله از شيراز عود به كوهگيلويه كه مقر حكومت معظم اليه بود فرمود . و در تمام اين سنه [ 1294 ] : اهالى عموم فارس به آسايش به دعاگوئى ذات اعليحضرت شاهنشاهى خلد اللّه ملكه گذرانيدند .
--> ( 1 ) . برابر با 16 مارس 1877 . ( 2 ) . به معنى درو كردن و هنگام درو . ( 3 ) . برابر با 21 آوريل 1877 . ( 4 ) . در متن : ( هفتدهم ) ، ر ك : خاطرات حاج سياح ، ص 13 . ( 5 ) . از بلوكات كنگان . ر ك : فارسنامه ناصرى ، گفتار دوم . ( 6 ) . از دهات بردستان دشتى ، ر ك : فارسنامه ناصرى ، گفتار دوم . ( 7 ) . از دهات ناحيه گلهدار ، ر ك : فارسنامه ناصرى ، گفتار دوم . ( 8 ) . از دهات ناحيه اربعه ، ر ك : فارسنامه ناصرى ، گفتار دوم . ( 9 ) . برابر با 23 مه 1877 .