ميرزا حسن حسينى فسايى
810
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
سردارهاى سپاه انگليس نامه به دريابيگى نگاشتند « 1 » كه كشتيهاى جنگى و توپهاى دولت انگليس در كنار بوشهر حاضر و در قوت بازوى آنهاست كه اين شهر را چون خاكستر نموده به باد فنا دهند و از امروز تا فردا صبح مهلت داديم كه زنان و اطفال و ارباب حرفه و اهل بازار اين شهر بيرون شوند ، اگر بمانند به شرط اطاعت و فرود آوردن بيرق دولت ايران ، سالم بمانند و چون مطيع شوند ما را به مال و عيال آنها كارى نيست و بايد خزانه و قورخانه و آلات جنگ دولتى را مطابق ثبت دفترى تحويل دهند و شرط ديگر آنكه سپاهى كه از دولت ايران در بوشهر است بايد طبل و بيرق و شيپور خود را به ما سپارند و تمام سركردگان شمشير و نشان خود را به ما سپرده ، هرجا خواهند روند كه ما را با دولت ايران مخاصمت است نه با بندگان خداى بزرگ و چون دريابيگى نه اجازه رزم داشت نه مرد جنگ ، در ششدر حيرت بماند و مهدى خان « 2 » سرهنگ را روانه بهمنى يك فرسخى بوشهر كه جز ديوار خاكريزى و خندقى خشك نداشت ، روانه داشت و باقر خان تنگستانى با چهارصد نفر تفنگچى را به بوشهر بخواست و مهدى خان پيغام براى باقر خان فرستاد كه بايد به قلعه بهمنى شوى كه من برج خلعتپوشان ربع فرسخى بوشهر را محافظت كنم « 3 » و باقر خان اطاعت نمود و روز ديگر براى دريابيگى پيغام فرستاد كه اگر مهدى خان مرا به بوشهر راه داده بود ، در شب گذشته ده سنگر در كنارهء بوشهر آماده نموده بودم و لشكر انگليس در روز نهم ربيع دويم « 4 » در هليله « 5 » دو فرسخ جنوبى بندر بوشهر از كشتيها پياده گشتند و سى ارابه توپ چهار پوند و پنج پوند و شش پوند و نه پوند « 6 » بر لب دريا آوردند و هشت فوج سرباز هندى و سندى و بلوچ و عرب و انگليس در هليله نشستند و روز دهم را توقف كرده ، شب يازدهم شش فوج سرباز و سى ارابه توپ به جانب قلعه بهمنى روانه گرديد و در وقت سحر به كنار قلعه رسيدند و باقر خان و پسر رشيدش احمد خان تنگستانى و شيخ حسين عرب دموخ چاه كوتاهى « 7 » ملاحظه كمى خود و بسيارى دشمن ناكرده ، در پشت خاكريز قلعه استوار نشستند و چون هوا روشن شد شروع در جنگ نموده از جانب دريا گلوله توپهاى شصت پوندى باريدن گرفت و از خشكى گلوله سى ارابه توپ را به جانب قلعه رها كرده ، آتش جنگ مشتعل گرديد و تفنگچيان تنگستانى مردانه ايستاده ، بناى تفنگاندازى را نموده و از طلوع صبح تا نيمه روز جنگ برپا بود و از جانبين فتورى نشد و چنان به هم نزديك شدند كه جماعت تنگستانى كار از تفنگ گذرانيده با شمشير و كارد با سرباز انگليس حمله نموده ، جماعتى از انگليسها را بكشتند ، شماره كشتهها به هفتصد و چهل نفر رسيد « 8 » به علاوهء پنجاه نفر مرد مهندس و سردار و جراح انگليس معروف كشته گشت و بسيارى زخمدار شدند و چون توپچيان كشتيهاى جنگى
--> ( 1 ) و ( 2 ) و ( 3 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 10 ، ص 721 . ( 4 ) . برابر با 7 دسامبر 1856 . ( 5 ) . از مضافات بوشهر در بلوك دشتستان - ر ك : فارسنامه ناصرى ، گفتار دوم ، در حدود 9 كيلومترى جنوب شرقى بوشهر ، در روضة الصفا ، ج 10 ، ص 722 : ( حليله ) دو فرسخى بوشهر ، در ناسخ التواريخ ، ج 4 ، ص 250 : ( حليله ) . ( 6 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 10 ، ص 722 . ( 7 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 10 ، ص 722 ، و ناسخ التواريخ ، ج 4 ، ص 250 . ( 8 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 10 ، ص 722 ، و ناسخ التواريخ ، ج 4 ، ص 251 .