ميرزا حسن حسينى فسايى
795
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
معزى اليه ، مصطفى قلى خان اعتماد السلطنه را با دو فوج سرباز قراگوزلو كه در تحت اختيار او بودند با دو ارابه توپ روانه بوشهر بداشت و از راه فيروزآباد حركت نموده ، وارد ريشهر گشته ، به دريابيگى پيوست و چون تمرد شيخ حسين خان را معاينه ديد و دانست كه كارش جز به كوشش و يورش درست نيايد ، مكتوبى به اهالى بوشهر كه بيشتر مردمان تجارتپيشه و تبعه دول خارجهاند ، نوشت كه چون شيخ حسين خان در فرمانبرى دولت قوىشوكت تمرد نمود و دفع او بر چاكران دولتى لازم است ، و اين كار بىقتل و غارت اهل بوشهر صورت نبندد و هر كس جان خود و مال خود را مىخواهد ، به سلامتى از بندر كوچ داده ، چند روزى در دهات توقف نموده ، تا كار شيخ حسين خان ، به يك جانب رسد و الا نوشته نويسيد كه اگر در فتح بوشهر زيانى به مال و جان شماها رسد ، كسى را در پرسش آن حقى نباشد . چون اين مكتوب به اهالى بوشهر رسيد ، شيخ حسين خان مردم را مشوشخاطر ديد ، بزرگان آنها را بخواست كه شما آسوده باشيد كه من با نوكر شاهى جنگ نمىكنم و امشب از راه دريا مىروم ، پس گمركچيان را بخواست و آنچه وجه گمركى حاضر بود ، از آنها گرفته ، با عيال بر كشتى نشسته به جانب بصره رفت و روز ديگر ميرزا حسن على خان دريابيگى و مصطفى قلى خان اعتماد السلطنه ، با خاطرى جمع وارد بوشهر شدند . و از وقايع فارس آنكه ميرزا قوام الدين بهبهانى مشهور به ميرزا قوما كه شرح حالش در ذيل عنوان بلوك كوهگيلويه و بهبهان در گفتار دويم اين فارسنامه ناصرى بيايد و چندين سال بود كه از كوهگيلويه و بهبهان آواره بود ، در سال گذشته بىاجازه امناى دولت به بهبهان آمد « 1 » و محمد كريم خان حاكم را عذر خواسته ، روانهاش داشت و چون آن خبر به شيراز رسيد ، نواب - بهرام ميرزا معز الدوله رقم ايالت كوهگيلويه و بهبهان را براى ميرزا سلطان محمد خان كه برادرزاده و داماد ميرزا قوما بود فرستاد و ميرزا قوما ، اعتنائى به ميرزا سلطان محمد خان ناكرده ، ماليات ديوانى را صرف تعمير قلعهجات و مواجب نوكر مىنمود و ميرزا سلطان محمد خان از اعمال او نارضامند و شكايت او را به شيراز مىنوشت و ميرزا قوما ، نارينقلعه بهبهان را كه در كنارهء بلده است تعميرى لايق نمود و سيورساتى لايق در آن انبار كرد و تصرفى تمام در نواحى رامهرمز و فلاحى نمود و قلعه چمملا « 2 » كه از توابع رامهرمز است تعمير نمود و سيورسات فراوان در آن انبار فرمود و موافقتش با ميرزا سلطان محمد خان به مخالفت رسيد و هر روز جمعى از طرفين با هم جنگ كرده ، روزى دو سه نفرى كشته مىگشت و چون مشايخ اعراب شريفات با ميرزا قوما موافقتى داشتند و سر در اطاعت نواب و الا ، خانلر ميرزا احتشام الدوله حاكم عربستان نداشتند ، نواب - معزى اليه سليمان خان سهام الدوله ارمنى « 3 » برادرزاده منوچهر خان معتمد الدوله را مأمور به نظم فلاحى و اعراب شريفات فرمود و چون تكيه اعراب شريفات ، ميرزا قوما بود و سهام الدوله مأمور به تدمير او نبود ، مسئله را از امناى دولت سؤال نمود و بعد از اجازه بناى كاوش با اعراب گذاشت و ميرزا قوما براى حمايت آنها با هزار نفر سوار و پياده وارد قلعه چمملا كه در كنار رودخانه كردستان بهبهان و سه جانب او را آب فراگرفته ، گرديد و ميرزا محمد رضا خان ولد ارشد
--> ( 1 ) . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 3 ، ص 344 . ( 2 ) . ر ك : فارسنامه ناصرى ، گفتار دوم . ( 3 ) . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 3 ، ص 345 .