ميرزا حسن حسينى فسايى

783

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

گرمسيرات حركت فرمود و چون به نواحى لارستان رسيد تمام اعيان مملكت فارس مانند جنابان افادت انتسابان مجتهد الزمان آقا لطف على شيرازى و سلالة السادات آقا مير مؤمن رضوى و جناب حاجى قوام الملك و مقرب الخاقان محمد قلى خان ايل‌بيگى و ضابط و كلانتران بلوكات و ميرزا - على اكبر كدخداباشى محلات نعمتىخانه شيراز و حاجى محمد كاظم كدخداى درب شاهزاده به ازدحام تمام ، از شيراز حركت نموده ، وارد دار الخلافه طهران گشته ، زبان را به شكايت جناب ميرزا نبى خان والى مملكت فارس گشودند و اظهار رضامندى از حكومت نواب فريدون ميرزا فرمانفرماى سابق فارس داشتند و چون اعليحضرت شهريارى را رغبتى در ايالت نواب معزى نبود ، اعتنائى به سخنان فارسيان نفرمود و مدتى آنان در ششدر حيرت در دار الخلافه بماندند . و عيد نوروز سنه لوىئيل در سلخ صفر سال 1260 « 1 » اتفاق افتاد و اعليحضرت ، شاهنشاه جهانيان‌پناه ، ايالت مملكت فارس را در اين سال به جناب حسين خان مقدم مراغه‌اى آجودان - باشى افواج قاهره « 2 » عنايت داشته ، او را به لقب صاحب‌اختيارى سرافراز فرمود و جناب معزى اليه تمامى اعيان فارسيان را جز جناب قوام الملك و مقرب الخاقان محمد قلى خان ايل‌بيگى كه مأمور به توقف در طهران شدند به مصاحبت خود بياورد و چون وارد شيراز گرديد وزارت مملكت فارس را به ميرزا محمد على مشير الملك وزير سابق فارس كه سالها از عمل ملغى گشته ، در كنج قناعت خزيده بود ارزانى بداشت و كلانترى شيراز را به هادى خان بيضائى خلف الصدق حاجى - ميرزا ابراهيم كلانتر سابق شيراز واگذاشت و در صدد مؤاخذه از افعال ناهنجار اشرار برآمد و جماعتى را مانند احمد سلطان كه رئيس اشرار محله اسحق بيگ بود و غلام او را بكشت و هر يكى را دو نيمه كرده ، بر طاقهاى ميدان بياويخت و همچنين از هر محله چند نفر شرير را به سياست رسانيد و اهالى شيراز را كه از مزاحمت اشرار در آزار بودند ، بياسود و حكم نمود كه چهار شب درب تمام دكانها را تا صبح باز گذاشته ، صاحبانش به فراغت بال در خانه‌هاى خود بيارميدند . و عيد نوروز سنه ئيلان‌ئيل در شب دوازدهم ماه ربيع اول سال 1261 « 3 » واقع گرديد و مقرب الخاقان ، حسين خان صاحب‌اختيار فارس به عرض اولياى دولت قوىشوكت رسانيد كه آب رودخانه شش‌پير كه نزديك به پنجاه سنگ آسياب‌گردان ، آب دارد و از بلوك اردكان و ناحيهء دشمن زيارى ممسنى و نواحى شولستان و ماهور ميلاتى و ناحيه زيدون كوه‌گيلويه گذشته و در نزديكى بندر هنديان به درياى فارس فرو ريزد و در كمتر جائى به مصرف زراعت رسد و در روزگارهاى پيش ، پادشاهان گذشته ، نزديك قريهء باسكان اردگان ، سدى بر اين رودخانه بسته و در مسافت چهارده فرسخ كاروانى از زمينهاى پست و بلند به كندن كاريز و ساختن جدول سواره گذرانيده ، وارد جلگاه شيراز داشته ، چندين برابر بر آبادى و زيادتى زراعت شيراز افزوده بودند و اكنون در بعضى از اين مسافت ، بنيان جدولى و مغاك چاهى ، باقى است ، اگر همت ملوكانه شاهنشاهى شامل حال اهالى شيراز گردد كه آب اين رودخانه به حوالى شيراز برسد ،

--> ( 1 ) . برابر با 20 يا 21 مارس 1844 : ( ساعت نه و هشت دقيقه از روز چهارشنبه ) ناسخ التواريخ ، ج 3 ، ص 39 . ( 2 ) . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 3 ، ص 42 . ( 3 ) . برابر با 21 مارس 1845 : ( در ساعت دو و پنجاه و شش دقيقه از شب جمعه دوازدهم ربيع الاول ) ناسخ التواريخ ، ج 3 ، ص 59 .