ميرزا حسن حسينى فسايى

777

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

محمد فسائى كه اباعن جد حاكم نواحى داراب بود ، آنها را ممانعت نمود و از هر دو جانب ستيزه‌كارى شده ، چندين نفر از اهالى لارستان و فسا و داراب ، كشته گشت و بعد از يك ماه تفنگچيان لارى قلعه بهادران را گذاشته ، در نيمه شبى به جانب لارستان فرار نمودند . و عيد نوروز سنه تنگوزئيل در روز پنجم ماه محرم سال 1255 « 1 » واقع گرديد و شاهنشاه ظفرپناه ، شهريار معدلت‌شعار ، محمد شاه قاجار به جاى جشن نوروزى عجم به تعزيه‌دارى مصيبت سبط پيغمبر عجم و عرب ( ص ) پرداخت . و در ماه ربيع اول اين سال سيد فقها حاجى ميرزا ابراهيم مجتهد پسرعم حقيقى نگارنده اين فارسنامه ناصرى در شهر شيراز از دار فنا به روضه رضوان خراميد و هشتاد و دو سال از عمر شريفش گذشته بود و نواب فريدون ميرزا فرمانفرماى ثانى و علما و امرا جنازه آن جناب را از خانه او تا آستانه حضرت شاه‌چراغ مشايعت نمودند و مدت سه روز درب تمام دكاكين و كاروانسراهاى شيراز را بستند و در همه مساجد و گذارهاى بازار ، علما و سادات و بزرگان و تجار و كسبه به سوگوارى و ختمات قرآن پرداختند و از مآثر آن جناب كتاب بحر الحقايق در علم فقه كه در هر قسمى [ از ] اقسام اربعه آن علم ذكر آيات قرآنى و احاديث وارده متعلقه به هر قسمى از آن اقسام و اقوال علما و ترجيح احاديث و اقوال را فرموده است و كتاب حاشيه بر كتاب شرح لمعه و حاشيه مبسوط بر كتاب معالم اصول فقه است و تاكنون علماى اعلام و طلاب كرام علميه ، على اختلاف مراتبهم از اين مؤلفات بهره‌مند مىباشند و جنازه آن جناب را به نجف اشرف نقل نمودند . و چون نواب فريدون ميرزا ، فرمانفرماى ثانى ، تمامت امور ملكى فارس را در كف ميرزا - احمد خان تبريزى كه از بدايت عمر و حداثت سن ، خدمتگزار نواب معزى اليه بود واگذاشت و براى ميرزا جعفر سوادكوهى كه از جانب شاهنشاهى وزير مملكت فارس بود ، جز نامى باقى نماند و جماعت آذربايجانى كه هريك گريخته از بلدى [ بودند ] وارد شيراز گشته ، به حمايت و جانبدارى ميرزا احمد خان دست تطاول به اهالى شيراز و بلوكات دراز داشتند و اگر شكايتى به حضرت فرمانفرما بردى ، اصلاح شكايت را به ميرزا احمد خان حوالت فرمودى و تا جناب حاجى - ميرزا ابراهيم مجتهد در قيد حيات بود ، به احترام آن جناب دست ظالم را از سر مظلوم كوتاه مىداشت و بعد از وفات آن مغفور پيوستگان ميرزا احمد خان از قبيل توپچى و فراش آذربايجانى هر روز فتنه‌اى مىكردند و ميرزا احمد خان امر را در خدمت فرمانفرما ، واژگونه مىنمود و چون ميرزا على اكبر قوام الملك كه اعليحضرت شهريار معدلت شعار ، انتظام شيراز را در كف كفايت او واگذاشته بود ، كارها را بر اين منوال ديد ، تكليف خود را جز در مهاجرت از شيراز نديد ، در اوايل ماه جمادى اول اين سال به نيت حجة الاسلام و زيارت آستانه حضرت خير الانام و عتبات عاليات ، از شيراز حركت نموده ، از بوشهر و بصره وارد نجف اشرف و كربلاى معلى و ساير اماكن مشرفه گشته ، از كنارهء شط فرات و شام گذشته ، مدينه طيبه و مكه معظمه را زيارت نموده ، از طريق دريا و مسقط و بندر عباس و لار و جهرم و خفر در جمادى اول سال ديگر عود به شيراز نمود ،

--> ( 1 ) . برابر با 21 مارس 1839 .