ميرزا حسن حسينى فسايى
767
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
رتق و فتق امرى را نمىنمود و بعد از جلوس شاهنشاه بر اريكه سلطنت قلب شهريارى را با خود صافى نداشت و پيوسته خاطر مبارك را نارضامند مىداشت تا آنكه آن اعليحضرت در قيد و بند جناب قائممقام يكجهت گرديد ، و در شب بيست و چهارم ماه صفر سال 1251 « 1 » جناب معزى اليه را در باغ نگارستان طهران احضار فرمود و بعد از ورود محبوسش داشتند و در شب شنبه سلخ همين ماه صفر « 2 » ، او را خبه كرده ، جنازهاش را در جوار حضرت شاهزاده عبد العظيم دفن نمودند . پس ، وزارت عظمى به جناب قطب الاقطاب حاجى ميرزا عباس ايروانى ، مشهور به حاجى ميرزا آقاسى « 3 » كه پادشاه جمجاه آن جناب را قطب فلك شريعت و مركز دايرهء طريقت مىدانست برقرار گرديد و جناب حاجى ، خلف الصدق مرحوم ميرزا مسلم ايروانى است ، در سال 1198 متولد شده و در سن جوانى با پدر خود كه در سلك علماى زمان منتظم بود ، به عتبات عاليات رفته ، در خدمت جناب آخوند ملا - عبد الصمد همدانى كه از فحول علما و عرفا بود ، متعلم گشته ، اختصاصى حاصل نمود و بعد از وفات آخوند ملا عبد الصمد در خدمت فضلاى ديگر تحصيل مراتب علميه نموده ، سرآمد فضلا شده ، مقبول عرفا گرديد ، پس مدتها در لباس فقر و درويشى سياحتها كرده ، به مكه معظمه و مدينه طيبه مشرف شده ، عود به آذربايجان نمود و در خدمت شاهزادگان و اعيان آذربايجان اعتبارى تمام حاصل نمود و حضرت وليعهد دويم محمد ميرزا ، حسن عقيدتى دربارهء آن جناب اظهار فرمود و پارهاى از علوم رسمى را نزد او آموخت و طريقه ورع و تقوى و عبادت و اذكار را از او دريافت فرمود و مشهور است كه وعدهء سلطنت و شاهنشاهى را از او شنيد و بعد از وصول به مدارج شاهنشاهى و واگذاشتن وزارت را به آن جناب ، احترامش را بيش از پيش مىفرمود و تكاليفى را كه از لوازم منصب وزارت است از آن جناب نخواست و مقالات او را بر كلمات هر كس مقدم مىداشت ، هرچه را مىگفت شاهنشاهش مىپذيرفت و اعليحضرت شاهنشاهى ، در اين سال [ 1251 ] : ولايتعهد دولت خود را برحسب اشارهء حضرت شهريار مغفور ، آقا محمد شاه ، به فرزند ارجمند خود ، حضرت ناصر الدين ميرزا ، عنايت فرمود و به افسر و خنجر مرصع و قباى كيانى مكلل به جواهر و بازوبند و زنار و نشان شير و خورشيد كه خاصه وليعهد است ، سروبر او را بياراست و جشنى ملوكانه ، چنان كه سزاوار شاهان است در طهران و تبريز برپاى داشتند و چون نواب فيروز ميرزا ، فرمانرواى فارس و جناب منوچهر خان معتمد الدوله ، نواب فرمانفرما و نواب شجاع السلطنه را انفاذ طهران داشت و اهالى تمامت مملكت فارس ، سر در چنبر اطاعت درآوردند و حكمرانان بلوكات به شيراز آمده ، هريك قرار ماليات و صوادر و عوارض خود را داده ، عود به منازل خود نمودند و ميرزا محمد على مشير الملك را رئيس دفترخانه فارس فرموده ، رجوع محاسبات و حوالهجات را به او داشتند و ضبط بلوك فسا را از نواب ميرزا ابو الحسن خان داماد فرمانفرما گرفته ، به ميرزا محمد حسين وكيل مملكت فارس ، برادر مهتر
--> ( 1 ) . برابر با 20 ژوئن 1835 . ( 2 ) . برابر با 26 ژوئن 1835 ، ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 2 ، ص 236 ، روضة الصفا ، ج 10 ، ص 165 . ( 3 ) . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 2 ، ص 241 ، صدر التواريخ ، از ص 152 تا 195 . در حقايق الاخبار ، ص 25 ، مىخوانيم : ( از اين صدارت كار مملكت به خسارت رسيد ، امور ملكى مختل گشت و حقوق ديوانى لم يصل آمد . ) و ر ك : روضة الصفا ، ج 10 ، ص 167 .