ميرزا حسن حسينى فسايى

750

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

گماشته و ملازمان او را كشتند و فرار نمودند جز خود شيخ و غلام سياه سواحلى كه پناه به برجى برده ، غلام تفنگ را پر كرده به شيخ مىداد و به هر گلوله‌اى كه مىانداخت ، دشمنى را هلاك مىساخت تا آنكه باروت و گلوله‌اش تمام گشته ، جز يك تفنگ پر كرده باقى نماند ، پس سر تفنگ را بر سينه خود گذاشته ، خود را كشت و ننگ اسيرى را بر خود روانداشت و چون اين خبر به شيراز رسيد ، نواب رضا قلى ميرزا به تعجيل از شيراز روانه دشتستان گرديد و بعد از ورود به برازجان ، بعضى از خوانين دشتستان را مطمئن داشته ، نزديك به پنج هزار نفر تفنگچى و سوار در ركاب نواب معزى اليه حاضر گرديد ، پس به جانب بوشهر حركت نمود و اهالى بوشهر و تجار از اين ازدحام متوحش گشته ، به خيال آنكه همان معاملهء غارت سال سابق را تازه خواهند نمود هركس آنچه را توانست برداشته ، در كشتى گذاشتند و پناه به دريا بردند و شيخ نصر خان پسر شيخ عبد الرسول خان و جمال خان شيرازى بر زورقى نشسته ، خود را از بوشهر به غاوى كه جاى ايستادن كشتيهاى بزرگ است رسانيده ، پناه به كشتى دولت بهيه انگليس بردند و نواب رضا قلى ميرزا وارد بوشهر گرديد و دست تعدى بر احدى نگشود و چون امور ديوانى بوشهر بىحضور شيخ نصر خان و جمال خان صورت نمىبست ، نواب معزى اليه ، اديب اريب فاضل رضا قلى خان هدايت تخلص را به مصاحبت داكتر انگليس « 1 » براى اطمينان خاطر آنها روانه دريا نموده آنها را مطمئن داشته ، شيخ نصر خان در دريا بماند و جمال خان به بوشهر آمد و با آنكه هواى بوشهر در نهايت گرمى بود نواب رضا قلى ميرزا براى نظم ولايات دشتستان توقف نمود و چنان كه نگاشته شد نواب حسين على ميرزا فرمانفرما وارد قصبه شهر بابك گرديده ، چند روزى در انتظار جناب شيخ الاسلام و جناب قوام الملك توقف نمود و نواب متعاليه ، شاهزاده خانم خواهر اعيانى او كه قصبه شهر بابك را در تيول داشت برادر والاگهر خود را به عنوان مهمانى وارد شهر بابك داشت و عبد اللّه خان قراگوزلوى همدانى ياورفوج قراگوزلو و دويست نفر سرباز كه از جانب نواب سيف الملوك ميرزا « 2 » والى كرمان كوتوال قلعه شهر بابك بودند ، طوعا او كرها دروازه را گشودند و نواب فرمانفرما وارد منزل نواب متعاليه گرديد و عبد اللّه خان ياور و دويست نفر سرباز [ را ] خواسته مورد عنايت داشته ، اسلحه جنگ را از آنها گرفته با چهارصد نفر تفنگچى فارس ، روانه شيراز فرمود و روز ديگر جناب شيخ الاسلام و قوام الملك از نزد ايلخانى مراجعت كرده ، مسجل داشتند كه تا ميرزا محمد على مشير الملك در رتبه وزارت فارس باقى است ، نفرى از ايلات عود به فارس نخواهند نمود و نواب فرمانفرما براى رضاى ايلخانى و همراهان او ، مشير الملك را از شهر بابك روانه فارس داشت كه در شيراز توقف نكرده ، به جانب كازرون و بندر بوشهر رفته ، در خدمت نواب رضا قلى ميرزا ، مشغول اصلاح امور ديوانى آن سامان گردد ، پس وزارت فارس را به جناب ميرزا حسن نظام العلما پسر ملا على اصغر ملاباشى هزار جريبى مازندرانى ارزانى داشت و مشير الملك بعد از ورود به شيراز ، توقف نكرده ، به جانب كازرون شتافت و نواب رضا قلى ميرزا ، فاضل اديب اريب ، رضا قلى خان هدايت تخلص را براى پذيرائى

--> ( 1 ) . مقصود پزشك انگليسى است . ( 2 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 10 ، ص 36 .